یکی از موضوعاتی که بی تردید در سطح منطقه و در عرصه جهانی بعد از جنگ رمضان نمیتوان از کنار آن به سادگی عبور کرد تغییر ماهیت رویکردها و نگاهی است که دنیا به ایران دارد با توجه به استقامت و پایمردی مردم ایران وتوان بالای نظامی نیروهای مسلح در بعد دفاعی و تهاجمی.
به نظر میرسد جنگ رمضان نقطه عطفی در تغییر نگرش بسیاری از کشورهای جهان به کشوری به نام ایران است. این موضوع بی تردید روی ماهیت و مطالبات فی مابین ایران امریکا و حتی در عرصه تأثیرات اقتصادی، تأمین انرژی و تأمین کالای مورد نیاز جهان نیز بسیار اثر گذاشت و دلایل آن بسیار مشهود و قابل ارزیابی است.
بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران جهان را متوجه اهمیت ایران و تنگه هرمز ساخت. افزایش نرخ انرژی، کمبود انرژی مورد نیاز جهان و افزایش نرخ تورم و اثرات منفی که این موضوع بر بازارهای مختلف جهان و بورس های بزرگ دنیا گذاشت نگاه همه تأثیر گذاران بر فرایندهای اقتصادی و تجاری و سیاستگذاران عرصه منطقهای و جهانی را به سمت ایران سوق داد از این رو جایگاه ایران در معادلات منطقهای و جهانی نسبت به پیش از جنگ رمضان تغییر کرده است.
در این موضوع شک و تردیدی وجود ندارد تحولات اقتصادی، نظامی و دلاورمردیها و پایمردی های مردم ایران و نیروی نظامی ایران بزرگ، توانست سران کشورهای منطقه را متوجه تحولات عظیمی کند که شاید پیش از آن یا باور نداشتند یا آن را بسیار دست پایین میانگاشتاند، تحولاتی که کشورهای خاورمیانه و حوزه خلیج فارس از نزدیک آن را لمس کردند.
دولتهای عربی منطقه بعد از جنگ ۳۹ روزه به درستی متوجه شدند راه و چارهای به جز پذیرش واقعیتی به نام جمهوری اسلامی و ایران بزرگ را ندارند بنابراین باید با این واقعیت ملموس، قوی و بزرگ همزیستی داشته باشند چرا که توسعه کشورهای آنها وابسته به همزیستی مسالمت آمیز و محترمانه با ایران است.
بی شک آنچه بیان شد به عنوان مؤلفه های مهم در توافق بین ایران و آمریکا و دریافتی که کشورهای منطقه از نوع مواجهه خود با ایران بعد از این باید داشته باشند بسیار اثر گذار است. متغیرهای عنوان شده قطعا میتواند به گشودن و پیشبرد دست یابی یا قرار گرفتن در مسیر یک توافق جامع بین ایران و آمریکا اثر گذار باشد لذا باید به این موضوع امیدوار بود که ایران برگ برنده زیادی در دست دارد که یکی ازآنها تنگه هرمز و پشتیبانی و علاقهای است که مردم به خاک و میهن خود دارند.