امروز نقطه عطفی در مناقشه ایران و آمریکا رقم خورد. رئیسجمهور آمریکا، رسماً اعلام کرد که محاصره دریایی بنادر ایران را از سر میگیرد و ایالات متحده را به عنوان «نگهبان تنگه هرمز» معرفی نمود. در مقابل، ایران ضمن اعلام بسته بودن تنگه هرمز، حملات موشکی و پهپادی گستردهای را علیه تأسیسات نظامی آمریکا در بحرین، کویت، عمان و اردن آغاز کرد. آنچه در ظاهر یک درگیری نظامی بر سر یک آبراه استراتژیک به نظر میرسد، در باطن بازتابی از رویکردهای راهبردی و سیاستی دو طرف است که ریشه در محاسبات عمیق ژئوپلیتیک، اقتصادی و امنیتی دارد. این نوشتار به بررسی اهداف راهبردی، ابزارهای سیاستی و سناریوهای پیشروی ایران و آمریکا در این مناقشه میپردازد.
۱. رویکرد راهبردی آمریکا: بازتعریف نظم منطقهای از طریق زور
راهبرد آمریکا در قبال ایران دستخوش تحولی بنیادین شده است. آمریکا دیگر صرفاً به دنبال مهار برنامه هستهای ایران نیست، بلکه هدف خود را بازتعریف کامل معادله قدرت در منطقه قرار داده است. ترامپ با اعلام اینکه آمریکا «احتمالاً کنترل تنگه هرمز را در دست خواهد گرفت» و دریافت ۲۰ درصد عوارض از تمام محمولههای عبوری، در عمل به دنبال تحمیل حاکمیت یکجانبه بر این آبراه حیاتی است.
سیاست آمریکا در این برهه، تلفیقی از تهدید نظامی و فشار اقتصادی است. از یک سو، طی یک هفته بیش از ۱۷۰ هدف نظامی ایران را مورد اصابت قرار داده است. از سوی دیگر، محاصره دریایی به عنوان ابزاری برای خفه کردن اقتصاد ایران و افزایش هزینههای مبادلاتی برای سایر کشورها طراحی شده است. تحلیلگران معتقدند که آمریکا با این اقدامات به دنبال «کاهش توانایی ایران برای تأثیرگذاری بر قیمت جهانی نفت و گاز» و «ایجاد بازدارندگی نظامی پایدار» است.
با این حال، رویکرد ترامپ با چالشهای جدی مواجه است. نخست، هزینههای نظامی نگهداری محاصره و تأمین امنیت کشتیهای عبوری بسیار سنگین است. دوم، واکنش متحدان منطقهای به دریافت ۲۰ درصد عوارض از کشتیها، احتمالاً با مخالفت جدی روبهرو خواهد شد. سوم، افزایش قیمت نفت (که روز دوشنبه حدود ده درصد رشد کرد) در آستانه انتخابات میاندورهای، میتواند برای جمهوریخواهان هزینهساز باشد.
۲. رویکرد راهبردی ایران: تبدیل درگیری نظامی به جنگ اقتصادی
در مقابل، ایران که به خوبی از نابرابری نظامی خود با آمریکا آگاه است، راهبردی هوشمندانه را در پیش گرفته است: تبدیل درگیری نظامی به جنگی اقتصادی. کارشناسان معتقدند ایران با حفظ کنترل بر تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار، درصدد است هزینههای ماجراجویی آمریکا را به سطحی برساند که تداوم آن برای واشنگتن غیرقابل تحمل شود.
ابزار اصلی ایران در این راهبرد، کنترل بر گذرگاه انرژی جهان است. پیش از جنگ، حدود ۲۰ درصد از نفت خام و 3۰ درصد از گاز طبیعی مایع جهان از این تنگه عبور میکند ایران با بستن این آبراه، مستقیماً زنجیره تأمین انرژی جهان را نشانه گرفته است. در هفته اخیر، تنها ۱۴ کشتی در روز یکشنبه از تنگه عبور کردند که پایینترین میزان در یک ماه اخیر بود.