حسین کوثری: کمتر از یک ماه از بازگشایی معاملات سهام میگذرد و در این مدت کوتاه، بورس تماما بر مدار صعودی قرار داشته و حتی توانسته است رکورد تاریخی را نیز بشکند به صورتی که شاخص کل وارد کانال 4.5 میلیون واحدی شد که به اعتقاد برخی از کارشناسان، بورس حتی توانایی فتح کانال 5 میلیون واحدی را نیز دارد.در اولین روز کاری هفته جاری نیز بورس سبزپوش بود و رشد قابل توجهی داشت.
شاهدان سبزپوشی ۱۰۰ درصدی
با بسته نگه داشتن نمادهای اصلی، عملاً بازار را محدود کردهاند و آبی که پشت سد ذخیره شده، مجبور است به جاهای خاصی هدایت شود.
بورس تهران در پایان معاملات شنبه با ثبت یک رکورد تاریخی، شاهد سبزپوشی ۱۰۰ درصدی بود و شاخص کل در حالی که در مقاطعی حتی از مرز چهار میلیون و ۷۰۰ هزار واحد نیز عبور کرد، در نهایت در سطح چهار میلیون و ۶۹۶ هزار و ۲۲۸ واحد ایستاد. برخی کارشناسان معتقدند که سبزپوشی این روزهای بازار سرمایه میتواند امیدواریها به تثبیت سطوح بالاتر را افزایش دهد؛ شرایطی که در پی انتشار اخبار توافق میان ایران و آمریکا و ایجاد فضای مثبت روانی رقم خورده است، اما سؤال اصلی اینجاست که این صعود به چه شکل و تا کجا ادامه خواهد داشت؟
شاهین شایان آرانی، کارشناس بازار سرمایه با اشاره به روند شتابان بورس برای عبور از سطوح مقاومتی بالاتر گفت: زمانی که بستر فعالیتهای اقتصادی حالت شکنندگی دارد و ثبات نسبی آن پایین است، نمیتوان با قاطعیت حدس زد که وضعیت بازار سرمایه چرا تا این حد مثبت شده است و هرگونه گمانهزنی در این باره نیز دقیق نخواهد بود.
وی با فاش کردن علت اصلی صعود بیسابقه بورس افزود: واقعیت این است که از زمان بازگشایی بازار سرمایه، ۱۴ نماد بورسی بسیار مهم متوقف هستند. این شرکتها، بنگاههای بزرگ و شاخصساز اقتصادی هستند که تحت تأثیر شرایط جنگی قرار گرفتهاند و در حال حاضر نماد آنها بسته است. از آنجا که این شرکتهای بزرگ نقدینگی بالایی دارند، تأثیرگذاریشان بر کل بازار سهام بسیار زیاد است و توقف فعالیت آنها اهمیت ویژهای دارد.
هدایت نقدینگی سرگردان به سمت نمادهای محدود
این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: در شرایط کنونی، تعداد شرکتهای فعال و باز در بازار سرمایه بسیار محدود است. در نتیجه، هرگونه نقدینگی سرگردانی که وارد بورس میشود، به ناچار در همین نمادهای محدودِ باز کانالیزه یا به اصطلاح «پارک» میشود.
آرانی اظهار داشت: اکنون اخبار مربوط به مذاکرات و سیگنالهای سیاسی مثبت، جو روانی بازار سرمایه را تحت تأثیر قرار داده و موجب ورود منابع جدید شده است، اما سهامداران حقیقی منتظرند تا ببینند سهام شرکتهای بزرگتر چه زمانی بازگشایی میشود تا پول خود را به آن سمت هدایت کنند. بنابراین، وضعیت فعلی باعث شده ارزش سهام شرکتهای باز به صورت حبابگونه و بیجهت بالا برود که این توازن کاذب، قطعاً در آینده به یک دردسر بزرگ تبدیل خواهد شد.
سقوط آزاد برخی نمادها پس از بازگشایی لیدرهای بازار
وی وضعیت فعلی بورس را به تجمع آب پشت سد تشبیه کرد و گفت: با بسته نگه داشتن نمادهای اصلی، عملاً بازار را محدود کردهاند و آبی که پشت سد ذخیره شده، مجبور است به جاهای خاصی هدایت شود. در حال حاضر حجم منابع ورودی زیاد و دیدگاهها نسبت به بازار مثبت است. در نتیجه این سرمایهها با فشار وارد کانالهایی میشوند که در شرایط عادی هرگز به آنجا نمیرفتند. این شرکتهای محدود، صرفاً به دلیل ناچاری، بسیار سبزتر از واقعیتِ خود جلوه میکنند.
این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به وضعیت نامشخص شرکتهای متوقفشده یادآور شد: این ۱۴ نماد بسته، متعلق به شرکتهایی هستند که بالاترین میزان نقدینگی و بازدهی موثر را در بازار داشتهاند. در حال حاضر مشخص نیست که این بنگاهها چه میزان خسارت دیدهاند و دولت چقدر قرار است از این سهمها حمایت کند. احتمالاً نهادهای ناظر زمانی این نمادها را بازگشایی میکنند که وضعیتشان مناسب شده باشد و در مقابل، شرکتهایی که اکنون باز هستند، ضرر و زیان سنگینی را تجربه نکردهاند.
شایان آرانی در پایان خاطرنشان کرد: این شرکتهای بزرگ و متوقفشده، تأثیر بالایی در اقتصاد کشور دارند و زمانی که بازگشایی شوند، نقدینگی عظیمی به سمت آنها حرکت خواهد کرد. در آن زمان، خروج ناگهانی پول از شرکتهای فعلی میتواند منجر به سقوط شدید قیمت آنها و بروز شوک در بازار شود.
پتانسیل رشد ۳۰۰ درصدی سهام فارغ از توافق و جنگ
با وجود ریسکهای سیاسی و انتظارات برای اصلاح بازار، بورس مسیر متفاوتی را پیمود و رشد قابل توجه برخی نمادها نشان داد که همچنان ظرفیت رشد در بسیاری از سهام وجود دارد.
سید محمدرضا موسوی دانشجوی دکتری مالی و پژوهشگر اقتصاد مالی، با تأکید بر اینکه بورس سال ۱۴۰۵ در یکی از جذابترین و در عین حال پیچیدهترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفته است، طی یادداشتی تشریح کرد: در ماههای اخیر بسیاری از فعالان بازار سرمایه با توجه به ریسکهای سیاسی، احتمال تشدید تنشهای منطقهای و حتی سناریوهای جنگی، انتظار اصلاحی سنگین در بازار سهام را داشتند. اما بازار مسیر دیگری را انتخاب کرد؛ مسیری که در آن برخی نمادها و صندوقهای اهرمی رشدهای قابل توجهی را تجربه کردند و برخلاف انتظارات عمومی، فضای متفاوتی را رقم زدند.
پاسخ این اتفاق را نباید صرفاً در گزارشهای فصلی یا هیجانات مقطعی جستوجو کرد، واقعیت آن است که امسال شاهد یکی از مهمترین آرزوهای تاریخی بورسبازان بودهایم؛ آرزوی تکنرخی شدن ارز و نزدیک شدن نرخهای فروش شرکتها به واقعیت بازار. سیاستهایی که به شرکتها اجازه فروش ارز با نرخهای بالاتر را داد، بهویژه برای صنایع صادراتمحور، جهشی قابل توجه در سودآوری ایجاد کرد و طبیعتاً این تغییر، اثر خود را بر قیمت سهام و صندوقهای اهرمی نیز گذاشت.
برای درک بهتر موضوع، کافی است یک مثال ساده را بررسی کنیم؛ فرض کنید نمادی با قیمت ۱۰۰ تومان و سود ۵ تومانی معامله میشود؛ یعنی نسبت قیمت به سود یا همان P/E آن برابر با ۲۰ است. حال اگر سود شرکت به واسطه رشد نرخ ارز و افزایش درآمدهای عملیاتی، دو تا سه برابر شود و به محدوده ۴۰ تا ۶۰ تومان برسد، حتی در بدبینانهترین سناریو و با اختصاص P/E معادل ۳، ارزش تعادلی سهم در محدوده ۱۲۰ تا ۱۸۰ تومان قرار میگیرد.
در شرایط متعارف و با P/E چهار واحدی، ارزش سهم میتواند به ۱۶۰ تا ۲۴۰ تومان برسد و در سناریوهای خوشبینانهتر، با نسبتهای ۵ تا ۷ واحدی که به میانگین صنعت یا بازار نزدیک است، قیمتهای ۲۰۰ تا ۳۶۰ تومانی نیز دور از ذهن نخواهد بود.
به همین دلیل است که در بسیاری از مواقع، با وجود اصلاحهای مقطعی و افتهای ۲۰ تا ۳۰ درصدی، روند کلی بازار همچنان صعودی باقی میماند. چراکه وقتی سودآوری شرکتها جهش میکند، افزایش قیمت سهام صرفاً واکنشی به رشد سود است و نه یک حباب قیمتی.
البته این شرایط شامل همه شرکتها و همه سرمایهگذاران نمیشود. منظور از فرصتهای موجود، شرکتهایی هستند که از رشد تولید، فروش و حاشیه سود برخوردارند و در عین حال با P/E فوروارد جذاب و پایین، در محدوده ۲ تا ۳ واحد معامله میشوند. چنین شرکتهایی همچنان ظرفیت رشد قابل توجهی دارند.
نکتهای که متأسفانه از نگاه بسیاری از تحلیلگران مغفول مانده، تأثیر تورم کالایی، رشد نرخ ارز و شرایط تورمی بر صورتهای مالی شرکتهاست، همان عواملی که در دورههای رونق بورس نیز موتور محرک رشد سودآوری بودند، امروز نیز در حال اثرگذاری بر عملکرد بنگاهها هستند.
بر همین اساس، به نظر میرسد بخشی از بازار سرمایه هنوز پتانسیل رشد ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصدی را در دل خود جای داده است؛ رشدی که نه لزوماً وابسته به توافق است و نه متوقف بر اخبار جنگ، بلکه بیش از هر چیز از متغیر بنیادین سودآوری شرکتها نشأت میگیرد.
رشد بورس شگفتیآفرین شد
یک تحلیلگر بازار سرمایه درباره ارزیابی خود از روند صعودی روزهای معاملات سهام، اظهار کرد: سبز شدن بازار سرمایه از ۲۸ اردیبهشتماه، یعنی دقیقا بعد از ۸۰ روز تعطیلی، شگفتیساز شد و هیچکس انتظار نداشت بعد از پشت سر گذاشتن جنگ 40 روزه و شکننده شدن شرایط، شاهد سبز شدن بازار باشیم.
بهنام صمدی به دلایل چندگانه رشد بورس اشاره کرد و گفت: دلیل اول حضور صنایعی است که هیچ ربط مستقیمی با آسیبهای جنگی ندارند و اتفاقا در این مدت، رشد بسیار خوبی را تجربه کردند و توانستند سود خوبی بسازند. از جمله این صنایع، میتوان به صنعت مواد غذایی و دارویی اشاره داشت.
او افزود: به واسطه این ۸۰ همت کالابرگی که ماهانه به اقتصاد تزریق میشود، برخی صنایع و شرکتها فروش ثابت و بالقوهای دارند و به واسطه وجود کالابرگ، مشتری ثابت پیدا کردهاند و همین موضوع نیز باعث شده است این گروه از صنایع در این مدت، سود بسیار خوبی بسازند و قبل از بازگشایی بازار نیز انتظار میرفت که حتی اگر در بقیه بازار صف فروش شکل بگیرد، اما این گروه سبز شوند.
ارزش دلاری بورس همچنان ناچیز است
صمدی درباره اینکه «اگر فرض را بر توافق بگیریم، بورس چه پتانسیلهایی برای رشد بیشتر در شرایط توافقی دارد؟»، پاسخ داد: در همین زمان که صحبت میکنیم، ارزش دلاری بورس ۹۰ میلیارد دلار است در حالی که در روز بازگشایی بورس، ارزش آن ۷۲ میلیارد دلار بود.
او اظهار داشت: یکی از دلایلی که در این مدت، بورس اصلاح خاصی هم نکرد، به کف رسیدن ارزش دلاری بورس بود که روز شنبه نیز بازار ۱۰۰ هزار واحد رشد کرد و ارزش آن به حدود ۹۰ میلیارد دلار رسید.
این تحلیلگر بورس تاکید کرد: همین 90 میلیارد دلار نیز عدد چندان قابل توجهی نیست. با توجه به صنایعی که در بورس حضور دارند، ارزش 90 میلیارد دلاری بازار، مقدار ناچیزی است. شرکتهایی در بورس حضور دارند که حدود 2 تا 3 دهه پیش، 30 تا 40 میلیون دلار وام ارزی برای وارد کردن تجهیزات گرفته بودند اما اکنون ارزش آنها بر روی تابلو تنها 1 میلیون دلار است.
صمدی خاطرنشان کرد که با توجه به ارزش پایین بورس، اگر علاوه بر رفع ریسکهای سیستماتیک، لغو تحریمها هم صورت بگیرد، بورس همچنان جای رشد دارد. همچنین اگر فضا برای شرکتها باز شود تا بتوانند تجهیزات و تکنولوژی بهروز وارد کنند، شرایط بهتر نیز میشود.
او ادامه داد: همچنین در این شرایط مردم میتوانند با بورس آشتی کنند که آشتی مردم با بورس باعث میشود که شرکتها نیز بتوانند تأمین مالی ارزان انجام دهند؛ یعنی اوراق چاپ کنند و در بورس بفروشند و در کل، یک تأمین مالی ارزان صورت بگیرد که مستلزم وجود نرخ بهره بسیار بالا هم نباشد. همچنین میتوان پروژهها را وارد بورس کرد که برای مثال، اکنون ورود انرژیهای خورشیدی به بورس انرژی یکی از نمونههای ورود پروژهها به بازار است. پس اگر توافقی صورت بگیرد و تحریمها لغو شوند، بورس پتانسیل بسیار زیادی برای تأمین مالی شرکتها و اقتصاد، و جبران بخشی از خسارتها دارد.