حسین کوثری: بازار سهام این روزها در نقطهای قرار گرفته که دو نیروی متفاوت بر آن اثر میگذارند. از یکسو، ریسکهای سیاسی و افزایش نااطمینانی موجب تشدید عرضهها، خروج سرمایه و افت شاخصها شده است. از سوی دیگر، متغیرهای اقتصادی از جمله رشد نرخ ارز، همچنان از سودآوری بسیاری از شرکتهای بورسی حمایت میکنند.
شاخص بورس تهران آخرین روز کاری هفته (چهارشنبه، ۲۴ تیرماه) رشد منفی داشت و با افت ۳۰ هزار واحدی به تراز ۴ میلیون و ۸۹۳ هزار واحد برگشت.نماگر بازار سهام همه روزهای کاری هفته گذشته در مدار نزولی بود و حدود ۴۰۰ هزار واحد از دست داد.
در آخرین روز ارزش معاملات بازار سهام ۳۵.۸ همت و میزان خروج پول حقیقیها از سهام، حق تقدمها و صندوقهای سهامی ۲۶۷۷ میلیارد تومان بود. ۶۱۷ میلیارد تومان پول سرمایهگذاران حقیقی وارد صندوقهای درآمد ثابت، ۶۲۸ میلیارد تومان وارد صندوقهای طلا و ۳۵ میلیارد تومان وارد صندوقهای نقره شد.۵۲ درصد بازار در محدوده سبز رنگ قرار داشت و ۴۰۰ نماد مثبت به خط پایان بازار رسید.
صدر جدول بیشترین ورود پول حقیقیها به نماد سیمانی سصوفی و و خروج پول حقیقی با ۳۱۸ میلیارد تومان به نماد شبندر اختصاص داشت.ارزش دلاری بازار در پایان معاملات به ۸۶ میلیارد دلار کاهش یافت؛ ارزش ریالی بورس تهران نیز در حال حاضر ۱۴.۲ هزار همت است.
سرمایهها چرا به صندوقهای درآمد ثابت پناه بردند؟
یک کارشناس بازار سرمایه با اشاره به ریزش شاخص بورس در هفتهای که گذشت، آن را ناشی از اثر ریسک های سیاسی بر بازار و جذابیت نرخ سود در صندوق های درآمد ثابت دانست.
پیام الیاس کردی درباره دلایل افت شاخص بورس در هفته کاری منتهی به ۲۴ تیرماه اظهار داشت: واکنش منفی بازار سهام به افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک، امری طبیعی و سنتی برای بازار سرمایه است که این هفته شاهد آن بودیم.
وی با اشاره به دغدغههای سهامداران افزود: یکی از نگرانی های سهامداران، آغاز تجاوز آمریکا به خاک ایران در استان های جنوبی کشور است و برخی انتظار دارند با شدت گرفتن این تحولات نظامی، بار دیگر شاهد توقف معاملات و بسته شدن بازار سهام باشند.
این تحلیلگر بازار سرمایه ادامه داد: بازگشت ثبات و رشد به بازار سرمایه نیازمند آن است که سهامداران اطمینان یابند که جنگ تمام رخ نمیدهد آن هم در شرایطی که تنشهای جدید منطقهای شکل گرفته و هدف قرار گرفتن زیرساختهای نظامی و اقتصادی استراتژیک کشور توسط آمریکا مطرح است.
نرخ سود پناهگاه امن سرمایهها
الیاس کردی بالا بودن نرخ سود صندوقهای درآمد ثابت را عامل دوم فشار بر بازار سهام دانست و تصریح کرد: سرمایه در شرایط جنگی یا زمان اعمال نرخ بهره بالا، به سمت بازارهای بدون ریسک حرکت میکند. خروج هزار و ۴۰۰ میلیارد تومانی نقدینگی حقیقی از بازار در یک روز و تغییر مالکیت سهام به نفع حقوقیها نشان میدهد که بخش حقیقی اقتصاد به دنبال یافتن فضای امن برای سرمایه خود است.
این کارشناس بورس با ارائه آماری از وضعیت صندوقهای درآمد ثابت خاطرنشان کرد: در هفتهای که گذشت، نزدیک به ۶۰ هزار میلیارد تومان پول جدید وارد صندوقهای درآمد ثابت شد که آمار فوقالعادهای است؛حتی در جریان معاملات روز چهارشنبه (۲۴ تیر) نیز حدود سه هزار میلیارد تومان دیگر به این صندوقها تزریق شد که نشان میدهد پولها ترجیح میدهند در حال حاضر در محلی امن استراحت کنند.
فرمول بقا در بازار متلاطم
این فعال بازار سرمایه به سهامداران توصیه کرد اگر قصد ماندگاری در بازار را دارند، نباید به اخبار کوتاهمدت وزن بیش از حد بدهند و لازم است دیدگاه خود را روی بازه زمانی دو تا سه سال آینده تنظیم کنند.
الیاس کردی بر ضرورت مدیریت ریسک تاکید کرد و ادامه داد: نکته دوم و حیاتی برای سرمایهگذاران، رعایت اصل تنوعپذیری سبد سهام است؛ سهامداران باید پورتفوی خود را به حداقل پنج یا ۶ سهم از صنایع و گروههای مختلف تخصیص دهند تا در صورت بروز هرگونه رخداد ناگهانی یا آسیب به یک صنعت خاص، کل سرمایه آنها با خطر مواجه نشود.
وی خاطر نشان کرد: رمز بقا در بازار سرمایه و سرمایهگذاری درست در مقطع کنونی بورس ایران، تنوعبخشی هوشمندانه است.
بورس در اسارت نااطمینانی
از نگاه گروهی از تحلیلگران بازار سرمایه، بورس تهران این روزها بیش از آنکه از صورتهای مالی و متغیرهای اقتصادی اثر بپذیرد، درگیر نااطمینانیهای سیاسی و مداخلات دستوری است؛ شرایطی که منطق کشف قیمت را مختل کرده و بورس را به بازاری خبرمحور و هیجانی تبدیل کرده است. محدودیتهایی مانند دامنه نوسان، به جای کاهش ریسک، نقدشوندگی را تضعیف و صفهای خرید و فروش را تشدید کردهاند.
سید محمدرضا اعلمی، کارشناس بازار سرمایه درباره اخباری که این روزها بازار سرمایه را تکان داده، سخن میگوید. از نگاه او، در بازاری که هر خبر سیاسی میتواند در چند دقیقه مسیر معاملات را عوض کند، دیگر نمیتوان تنها با تکیه بر نسبتهای مالی، سودآوری شرکتها یا حتی روندهای تکنیکال برای آینده تصمیم گرفت. مسئله امروز بورس فقط افت یا رشد شاخص نیست؛ مسئله، از کار افتادن تدریجی منطق تصمیمگیری در بازاری است که باید محل کشف قیمت، تخصیص بهینه سرمایه و سنجش انتظارات فعالان اقتصادی باشد.
رویکردی که تلاش میکند با استفاده از اهرمهایی نظیر دامنه نوسان، جلوی اصلاح قیمتها را بگیرد، در عمل نتیجهای جز قفلشدگی معاملات، تعمیق صفها و تشدید رفتارهای هیجانی نداشته است. این ذهنیت که میتوان با دستورالعملهای محدودکننده، مانع از افت بازار شد، ناشی از درک ناصحیح از مکانیسم کشف قیمت است.» او ادامه میدهد: «وقتی مکانیزم بازار با محدودیتهای دستوری سرکوب میشود، نقدشوندگی که حیاتیترین شریان هر بازار سرمایهای است، دچار اخلال میشود. بازار سهام یک سیستم پویاست؛ اگر با مداخلات مصنوعی اجازه ندهیم قیمتها در تعادل عرضه و تقاضای واقعی قرار بگیرند، در حقیقت ریسک را حذف نکردهایم، بلکه آن را انباشته کردهایم.
این ریسک انباشته، دیر یا زود با یک شوک خبری تخلیه میشود؛ شوکی که معمولا با صفهای سنگین فروش، کاهش عمق بازار و خروج شتابزده سرمایهگذاران همراه است. به بیان دقیقتر، سیاستهای فعلی به جای مدیریت ریسک، عملا در حال انباشت ریسک هستند.» سید محمدرضا اعلمی توضیح میدهد: «در چنین شرایطی، ریسکهای شدید منطقهای نیز به متغیری تعیینکننده تبدیل شدهاند. وقتی فضای سیاسی و امنیتی منطقه با ابهام، تنش یا احتمال تشدید درگیریها همراه است، افق تصمیمگیری سرمایهگذار کوتاه میشود و وزن تحلیل بنیادی در مقایسه با خبر و شایعه کاهش پیدا میکند. اینجاست که بازار به جای آنکه بر پایه ارزش ذاتی حرکت کند، در مدار واکنشهای سریع و بعضا افراطی میافتد.
نادیده گرفتن این واقعیت، خطای تحلیلی بزرگی است. در فضای ریسکهای حاد ژئوپلیتیک، وظیفه نهاد ناظر، تشدید کنترلهای دستوری نیست، بلکه باید با تقویت شفافیت، بهبود زیرساختها و افزایش ابزارهای پوشش ریسک اجازه دهد بازار با هزینه کمتر و سرعت بیشتر خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.» این کارشناس بازار سرمایه معتقد است: «آنچه امروز در تالار شیشهای شاهد هستیم، ناشی از تصلب ساختاری است. ما به جای آنکه بر توسعه ابزارهای مشتقه، فروش تعهدی، ابزارهای پوشش ریسک و افزایش عمق بازار تمرکز کنیم، همچنان درگیر مدیریت صفهای خرید و فروش هستیم. این همان مدیریت مسکنگونهای است که به جای درمان ریشهای، تنها درد را برای مدتی کوتاه پنهان میکند. اما بازاری که دردش پنهان شود، درمان نمیشود؛ فقط با شدت بیشتری در آینده واکنش نشان میدهد.»
در چنین فضایی، استراتژی پرتفوی نمیتواند تهاجمی باشد. این دیدگاه سید محمدرضا اعلمی است . او توضیح میدهد، «دورههای نااطمینانی شدید، بهویژه در حضور ریسکهای منطقهای و آشفتگی تصمیمگیری در سطح کلان اقتضا میکند که سرمایهگذار استراتژی تدافعی را در اولویت قرار دهد. استراتژی تدافعی به معنای خروج کامل از بازار نیست، بلکه به معنای بازطراحی ترکیب داراییها بر اساس اصل بقا، حفظ نقدشوندگی، کنترل افت سرمایه و پرهیز از تصمیمهای هیجانی است.» اداره پرتفوی در این شرایط باید بر چند محور استوار باشد. سید محمدرضا اعلمی درباره این محورها میگوید: «نخست، افزایش سهم داراییهای کمریسکتر و نقدشوندهتر در سبد است تا سرمایهگذار در صورت تشدید شوکها، ناچار به فروش در بدترین زمان ممکن نشود.
دوم، کاهش تمرکز پرتفوی بر سهمهای صرفا خبرمحور و کمعمق است، زیرا این دسته از داراییها در شرایط بحرانی، بیشترین آسیب را از صفنشینی معاملات میبینند. سوم، توجه بیشتر به شرکتهایی است که از منظر جریان نقد، سودآوری عملیاتی، ثبات فروش، نسبت بدهی و کیفیت ترازنامه در وضعیت قابل اتکاتری قرار دارند. در دوران ابهام، کیفیت دارایی مهمتر از هیجان بازدهی است.چهارم، نگهداری بخشی از پرتفوی در وجه نقد یا معادلهای نقد، نه نشانه ترس، بلکه بخشی از انضباط حرفهای است. نقد بودن بخشی از سبد، به سرمایهگذار این امکان را میدهد که در زمانهای اصلاح عمیق و شکلگیری فرصتهای معتبر، با دست بازتر تصمیم بگیرد. پنجم، حد ضرر، حد بازبینی و افق زمانی باید از پیش تعریف شود. پرتفویی که بدون سناریونویسی و بدون قواعد خروج اداره شود، در بازار خبرمحور عملا به اسیر احساسات روزانه تبدیل میشود.»
ترس جای تحلیل را گرفته است»
محمدرضا اعلمی، کارشناس بازار سرمایه، معتقد است بورس در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر اخبار سیاسی و ریسکهای سیستماتیک قرار دارد و رفتار معاملهگران دیگر بر پایه متغیرهای بنیادی شرکتها شکل نمیگیرد.
به گفته او، افزایش نااطمینانی ناشی از تحولات منطقهای باعث شده سرمایهگذاران برای حفظ نقدشوندگی داراییهای خود، به سرعت از بازار خارج شوند و افتهای اخیر نیز بیش از آنکه ناشی از ضعف عملکرد شرکتها باشد، بازتاب ترس از آینده نامعلوم است.
او با اشاره به کوتاهتر شدن افق سرمایهگذاری در بورس گفت که بسیاری از سهامداران، استراتژی بلندمدت را کنار گذاشته و به نوسانگیری کوتاهمدت روی آوردهاند. به باور اعلمی، تا زمانی که ابهامات سیاسی و منطقهای برطرف نشود، انتظار بازگشت یک روند باثبات و منطقی در بازار سرمایه چندان واقعبینانه نیست و سرمایهگذاران با احتیاط بیشتری در بازار فعالیت خواهند کرد.
این کارشناس بازار سرمایه همچنین یکی از مشکلات اساسی بورس را ضعف در ریزساختارهای معاملاتی دانست و افزود که ابزارهایی مانند دامنه نوسان و حجم مبنا، در شرایط بحرانی به جای حمایت از سهامداران، موجب تشدید صفهای خرید و فروش و افزایش رفتارهای هیجانی شدهاند.
به گفته او، محدودیت در کشف قیمت باعث طولانی شدن اصلاحها و کاهش نقدشوندگی بازار میشود.
اعلمی تأکید کرد که اصلاح تدریجی ریزساختارها، از جمله افزایش دامنه نوسان و حرکت به سمت سازوکارهای رقابتیتر، میتواند از شکلگیری صفهای هیجانی جلوگیری کند.