یکی از موضوعاتی که طی هفته های اخیر منجر به تحریک بازار ارز شده تشدید تنش های منطقهای است. اصولا بازار ارز تحت تأثیر فضای روانی ناشی از تحولات سیاسی دچار تکانههایی میشود که آثار آن به صورت مستقیم بر معاش مردم و نرخ کالاهای اساسی و غیر اساسی دیده میشود.
افزایش نرخ ارز در بازار آزاد که متاثر از مسائل مختلفی است را در بحبوحه جنگی که دشمن متجاوز علیه مردم شریف ایران رقم زده موضوع بسیار مهمی است چرا که افزایش نرخ ارز در بازار آزاد زمینه ساز افزایش نرخها در سایر بازارها و اثرات منفی آن بر تأمین مواد اولیه مورد نیاز تولید و در نهایت مصرف کننده نهایی است.
نرخ ارز از رقم های قبلی تا رقم های جدیدی که متأسفانه بین ۱۸۰ تا ۱۹۰ هزار تومان قرار گرفته باید مسئولین را به کارزار مدیریت بازار ارز و جلوگیری از افزایش قیمتی برساند که بی شک کلیه ساحات اقتصادی را از خود متاثر میکند.
آنچه دراین موضوع حائز اهمیت است و میطلبد دولت ورود جدی بدان داشته باشد این است که چرا نرخ ارز در خلال جنگ ۳۹ روزه افزایش چشمگیری نداشت حتی در برخی روزها و برههها شاهد کاهش و عدم تکانه های جدی در این بازار بودیم؛ به نظر میرسد دولت باید عوامل موثر بر افزایش نرخ ارز و حضور دست اندرکارانی که بازار را هدایت و مدیریت میکنند را در کنار بررسی سایر مؤلفهها و متغیرهای اثر گذار در دستور کار قرار دهد تا مبادا برخی دست کاریها در بازار ارز به دلیل سوداگری عامل افزایش نرخ ارز و کاهش اقلام مورد نیاز مردم از سبد غذایی آنها و زمین گیر شدن تولید شود.
بی تردید دولت باید سهم قابل توجهی برای دلالی در بازار ارز در نظر بگیرد چرا که به تجربه ثابت شده متأسفانه قیمت گذاریهایی که پیشتر در نرخ ارز تجربه کرده ایم، قیمتهایی که ناشی از سوداگری بودند نه عرضه و تقاضای واقعی بیانگر آن است که دولت باید دست کسانی که معیشت مردم و چرخه تولید را با نرخ های تلگرامی ارزی تحت مخاطرات جدی قرار میدهند قطع کند تا مانع سنگ اندازی در مسیری شود که تلاش میکند مردم را از وضعیت اقتصادی به ستوه درآورد.