حسین کوثری: بازار ارز بار دیگر به یکی از مهمترین کانونهای توجه فعالان اقتصادی تبدیل شده است. همزمان با نزدیک شدن نرخ دلار به محدوده 193 هزار تومان، گمانهزنیها درباره احتمال ورود این ارز به کانال ۲۰۰ هزار تومان افزایش یافته و این پرسش را مطرح کرده است که آیا رشد اخیر دلار ناشی از هیجانات کوتاهمدت است یا ریشه در متغیرهای بنیادین اقتصاد ایران دارد.
نگاهی به تحولات اخیر بازار ارز و افزایش نرخها نشان میدهد در شرایط جنگی، نرخها تنها تحت تأثیر سیاستهای بانک مرکزی قرار ندارند و عواملی مانند ریسکهای سیاسی، محدودیت منابع ارزی، کسری بودجه و افزایش تقاضای احتیاطی، نقش مهمی در نوسانات بازار ایفا میکند.
افزایش های اخیر در بازار آزاد ارز بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا تغییرات نرخ ارز را میتوان صرفاً به عملکرد بانک مرکزی نسبت داد یا اینکه عوامل دیگری نیز در بازار نقش آفرینی میکنند.
بررسی تحولات هفتههای گذشته نشان میدهد در شرایط جنگی، متغیرهایی همچون تشدید ریسکهای سیاسی، محدودیت دسترسی به منابع ارزی، افزایش هزینههای دولت، کسری بودجه و رشد تقاضای احتیاطی برای ارز، نقشی تعیینکننده در روند بازار دارند و مداخله بانک مرکزی تنها میتواند از شدت نوسانات بکاهد، نه اینکه همه این عوامل را بهطور کامل خنثی کند.
اقتصاددانان ریشه افزایش نرخ ارز را علاوه بر مشکلات ساختاری اقتصاد، در تشدید ریسکهای سیاسی و محدودیتهای ارزی جستوجو میکنند زیرا در شرایطی که اقتصاد کشور سالهاست با تورمهای مزمن و بالا دستوپنجه نرم میکند، هرگونه اختلال در مسیر ورود ارز و کاهش درآمدهای نفتی میتواند فشار مضاعفی بر بازار ارز وارد کند؛ از این رو کارشناسان معتقدند در چنین فضایی، تقاضا برای داراییهای امن از جمله دلار و طلا افزایش مییابد و انتظارات تورمی نیز تشدید میشود.
دلایل جهش قیمت ارز؛ چه عواملی بازار را به تکاپو انداخت؟
تحلیلگران بازار ارز، عوامل متعددی را برای این جهش قیمتی برشمردهاند. برخی از مهمترین این عوامل عبارتند از:
افزایش تقاضای فصلی و پایان تعطیلات: با پایان تعطیلات تابستانی و افزایش سفرهای خارجی، تقاضا برای ارز به طور طبیعی افزایش یافته است. بسیاری از خانوادهها و مسافران برای سفرهای پیشرو اقدام به خرید ارز میکنند که فشار تقاضا را افزایش میدهد.
انتظارات تورمی و تغییر رفتار سرمایهگذاران: نگرانیها از ادامه روند تورمی در ماههای آینده، بسیاری از سرمایهگذاران خرد را به سمت خرید ارز به عنوان یک دارایی امن سوق داده است. این تغییر رفتار، تقاضا را در بازار ارز به طور چشمگیری افزایش داده است.
نوسانات قیمت طلا و همبستگی با ارز: بازار طلا و سکه نیز در روزهای اخیر با افزایش قیمت مواجه بوده است. افزایش قیمت اونس طلا در بازارهای جهانی و تأثیر آن بر بازار داخلی، به افزایش تقاضا برای دلار به عنوان پشتوانه طلا دامن زده است.
عوامل روانی و انتظارات بازار: فضای روانی حاکم بر بازار و انتظار فعالان اقتصادی برای افزایش بیشتر قیمتها، یکی از مهمترین عوامل این جهش محسوب میشود. وقتی فعالان بازار انتظار افزایش قیمت را داشته باشند، تقاضا برای خرید ارز افزایش یافته و خود این تقاضا، قیمتها را بالاتر میبرد.
جنگ چگونه بر بازار ارز اثر میگذارد؟
اثر جنگ بر بازار ارز فقط به کاهش عرضه اسکناس محدود نمیشود. وقتی مسیرهای تجاری با ناامنی یا محدودیت روبهرو میشوند، هزینه حملونقل، بیمه، انتقال پول و تسویه حساب افزایش پیدا میکند. زمان ورود کالا طولانیتر میشود و طرفهای خارجی نیز برای ادامه همکاری، هزینه بیشتری مطالبه میکنند. مجموعه این عوامل قیمت تمامشده واردات را بالا میبرد و بر تقاضای ارز فشار وارد میکند.
در چنین وضعیتی، دسترسی به درآمدهای ارزی نیز ممکن است با تأخیر یا هزینه بیشتری همراه شود. حتی اگر صادرات ادامه داشته باشد، بازگشت ارز حاصل از آن لزوما با همان سرعت و سهولت دورههای عادی انجام نمیشود. صادرکننده برای انتقال منابع با موانع بیشتری روبهرو است و واردکننده نیز باید ریسک تأخیر در تأمین ارز و ورود کالا را در محاسبات خود لحاظ کند.
بخش دیگری از فشار بازار به رفتار طبیعی مردم و فعالان اقتصادی در برابر نااطمینانی مربوط میشود. واردکنندهای که نمیداند ارز مورد نیاز خود را چه زمانی دریافت میکند، ممکن است زودتر از موعد برای خرید ارز اقدام کند. تولیدکننده نیز برای اینکه خط تولیدش در ماههای آینده متوقف نشود، مواد اولیه بیشتری سفارش میدهد. برخی خانوارها هم برای حفظ ارزش پسانداز خود به بازارهای ارز و طلا روی میآورند.
در ادبیات اقتصادی به بخش مهمی از این رفتار، تقاضای احتیاطی گفته میشود. این تقاضا الزاما از نیاز مصرفی امروز ناشی نمیشود، بلکه بیشتر تلاشی برای پوشش دادن ریسک فرداست. هرچه افق اقتصاد مبهمتر باشد، این نوع تقاضا بیشتر میشود و فشار مضاعفی را به بازار وارد میکند.
اخبار و شایعات نیز در چنین فضایی اثر پررنگتری دارند. خبری که در روزهای عادی تنها نوسانی محدود ایجاد میکند، در شرایط جنگی ممکن است به موجی از خریدهای هیجانی منجر شود. دشمن نیز میکوشد با بزرگنمایی مشکلات، انتشار اخبار غیرواقعی و القای اختلال در تأمین کالا، انتظارات جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.
مقابله موثر با این فضا فقط با تکذیب شایعات ممکن نیست. بهترین پاسخ، حفظ جریان تأمین کالا، انتشار اطلاعات دقیق و ارائه تصویری قابل سنجش از وضعیت ذخایر و واردات است. وقتی مردم کالا را در فروشگاهها ببینند و فعالان اقتصادی از ادامه تأمین مواد اولیه اطمینان داشته باشند، اثر شایعات بر رفتار بازار نیز کمتر میشود.
تداوم تأمین کالاهای اساسی در ماههای جنگ نشان داده است که شبکه تولید، تجارت و توزیع کشور با وجود همه محدودیتها همچنان فعال است. این ظرفیت نقطه قوت مهمی برای اقتصاد ایران به شمار میرود، اما برای حفظ آن باید موانع غیرضروری از مقابل واردکنندگان، صادرکنندگان و تولیدکنندگان واقعی برداشته شود.
بازار ارز در تلاقی جنگ، تورم و محدودیتهای ارزی
یک کارشناس اقتصادی گفت: در شرایط جنگ، بازار ارز از عواملی چون تحولات سیاسی و نظامی، تورم مزمن، محدودیت منابع ارزی و افزایش تقاضا برای داراییهای امن تأثیر میپذیرد.
محمدتقی فیاضی کارشناس اقتصادی،، درباره دلایل افزایش نرخ ارز در روزهای اخیر توضیح داد: بخشی از شرایط کنونی به حوادث اخیر و محدودیتهایی بازمیگردد که در حوزه تجارت خارجی و صادرات نفت ایجاد شده است؛ مهمترین مسئله این است که هر زمان درآمدهای ارزی کشور کاهش پیدا کند، فشار بر بازار ارز و افزایش قیمتها قابل انتظار خواهد بود.
وی افزود: پس از برقراری آتشبس و کاهش برخی محدودیتها، شرکتها تلاش کردند عقبماندگی ماههای ابتدایی سال را جبران کنند و برای تأمین مواد اولیه و کالاهای واسطهای مورد نیاز تولید اقدام به واردات کنند. همین مسئله موجب شکلگیری سطحی از تقاضا در بازار ارز شد اما پس از مدتی، شرایط تغییر کرد و بخشی از معافیتها و گشایشهای ایجاد شده از بین رفت.
انتظارات ذهنی فعالان اقتصادی بر تداوم محدودیت های ارزی استوار است
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: در حال حاضر انتظارات ذهنی در اقتصاد بر این مبنا شکل گرفته که محدودیتهای ارزی ادامهدار خواهد بود آن هم در حالی که سطح تقاضا کاهش محسوسی پیدا نکرده است و در نتیجه، کاهش عرضه ارز به طور طبیعی فشار بر قیمتها را افزایش میدهد.
فیاضی با تاکید بر اینکه آثار واقعی این وضعیت به تدریج نمایان میشود، اظهار داشت: کاهش یا حتی احتمال توقف صادرات نفت که مهمترین منبع تأمین ارز کشور به شمار میرود، میتواند عرضه ارز را محدودتر کند و در نهایت افزایش نرخ ارز و رشد قیمتها را در بازار به دنبال داشته باشد.
وی با اشاره به نقش ارز در اقتصاد ایران گفت: در شرایط تورمی و بهویژه در شرایط بحرانی و جنگی، ارز و طلا به ابزار حفظ قدرت خرید خانوارها تبدیل میشوند به گونهای که مردم در چنین شرایطی به سمت داراییهایی حرکت میکنند که ارزش ذاتی خود را حفظ کرده و نقدشوندگی بالایی داشته باشند.
وی افزود: به همین دلیل، افزایش تقاضا برای دلار و طلا در شرایط کنونی کاملاً قابل پیشبینی و قابل انتظار است، زیرا خانوارها تلاش میکنند داراییهای خود را در برابر تورم و نااطمینانیهای اقتصادی حفظ کنند.
آیا مداخله فوری در بازار ارز به صلاح است؟
این کارشناس اقتصادی درباره اقدامات احتمالی دولت برای مدیریت بازار ارز نیز گفت: دولت از منظر اقتصادی شاید ابزارهای محدودی برای مداخله در اختیار داشته باشد و در شرایط عادی، اگر ذخایر ارزی مناسبی وجود داشته باشد، امکان مدیریت و مداخله در بازار فراهم است اما در شرایط فعلی و با توجه به چشمانداز نامشخص اقتصاد، حتی در صورت برخورداری از منابع ارزی، ممکن است مداخله فوری چندان به صلاح نباشد.
فیاضی ادامه داد: احتمالاً از نگاه سیاستگذار، این وضعیت میتواند تا حدی گذرا باشد و بازار پس از مدتی به شرایط عادی بازگردد؛ از این رو ممکن است دولت ضرورتی برای مداخله فوری احساس نکند، هرچند آثار افزایش نرخ ارز در هفتهها و ماههای آینده به تدریج در قیمت کالاها و سطح عمومی قیمتها نمایان خواهد شد.
اقتصاد ایران حتی بدون جنگ نیز با مشکل تورم بالا روبهرو بود
این کارشناس اقتصادی در پاسخ به این پرسش که آیا شرایط پیشرو میتواند دشوارتر شود، گفت: متأسفانه اقتصاد ایران حتی بدون بروز جنگ نیز با تورمهای بالا مواجه بوده و انتظار افزایش نرخ ارز، چه به صورت تدریجی و چه به شکل جهشی، وجود داشته است.
فیاضی خاطرنشان کرد: اقتصاد ایران طی پنج تا شش سال گذشته وارد دورهای از تورمهای بالا شده و در چنین شرایطی افزایش سالانه نرخ ارز متناسب با تورم چندان دور از انتظار نیست؛ بنابراین آنچه اکنون به این شرایط افزوده شده، ریسکهای ناشی از جنگ، محدود شدن مسیرهای ورود ارز به کشور و افزایش نااطمینانی در اقتصاد است.
وی تأکید کرد: در چنین فضایی، مردم بیش از گذشته به سمت داراییهای امن حرکت میکنند تا بتوانند خود را در برابر تورم و سایر ریسکهای احتمالی بیمه کنند و همین مسئله نیز به افزایش تقاضا و فشار بیشتر بر بازار ارز منجر میشود.