بیکاری را نباید صرفاً در قالب یک شاخص اقتصادی یا درصدی از جمعیت فاقد شغل ارزیابی کرد. پشت هر عدد در آمارهای بازار کار، بخشی از ظرفیت انسانی و اقتصادی کشور قرار دارد که فرصت بروز و ظهور پیدا نکرده است. به همین دلیل، افزایش نرخ بیکاری، بهویژه در میان جوانان، مسئلهای فراتر از اشتغال و درآمد است و میتواند بر امید اجتماعی، سرمایه انسانی و چشمانداز توسعه کشور تأثیر بگذارد.
آمارهای اخیر بازار کار نشان میدهد نرخ بیکاری جوانان در ایران همچنان فاصله قابل توجهی با نرخ بیکاری عمومی دارد. این وضعیت از یک مشکل ساختاری حکایت میکند: اقتصاد کشور در جذب نیروی انسانی تحصیلکرده و جوان با دشواری روبهروست. نسلی که باید نیروی محرک تولید، نوآوری و پیشرفت باشد، در مواردی برای ورود به بازار کار با موانع جدی مواجه است.
البته مسئله فقط کمبود فرصت شغلی نیست. بخشی از مشکل به ساختار اقتصادی و ضعف سرمایهگذاری بازمیگردد و بخشی دیگر ریشه در ناهماهنگی نظام آموزشی با نیازهای واقعی بازار کار دارد. سالهاست درباره ضرورت مهارتآموزی و ارتباط دانشگاه با صنعت صحبت میشود، اما همچنان شمار قابل توجهی از فارغالتحصیلان پس از پایان تحصیلات، مهارت یا تجربه مورد انتظار کارفرمایان را در اختیار ندارند. از سوی دیگر، بنگاههای اقتصادی نیز در شرایط نااطمینانی و محدودیت منابع مالی، توان کافی برای توسعه فعالیت و جذب نیروی جدید ندارند.
در چنین شرایطی، نمیتوان انتظار داشت که با پرداخت تسهیلات مقطعی یا اعلام آمارهای ایجاد شغل، مسئله بیکاری حل شود. اشتغال پایدار محصول یک اقتصاد مولد است؛ اقتصادی که در آن سرمایهگذاری انجام شود، تولید رونق بگیرد، بنگاهها امکان توسعه داشته باشند و کارآفرین برای استخدام نیروی جدید چشمانداز روشنی پیش روی خود ببیند.
دولت باید در سیاستهای اشتغالزایی، از نگاه آماری و کوتاهمدت فاصله بگیرد و حمایت از تولیدکنندگان و بنگاههای کوچک و متوسط را در اولویت قرار دهد. تسهیل فعالیت کسبوکارها، کاهش موانع اداری، دسترسی مناسب به منابع مالی، ثبات مقررات و حمایت از سرمایهگذاری میتواند زمینه ایجاد فرصتهای شغلی واقعی را فراهم کند. در کنار آن، آموزشهای فنی و حرفهای باید به نیازهای بازار کار نزدیکتر شوند و ارتباط میان مراکز آموزشی و محیطهای واقعی کسبوکار تقویت شود.نکته مهم دیگر، توجه به مشاغل جدید و ظرفیتهای اقتصاد دیجیتال است. توسعه کسبوکارهای فناورانه، شرکتهای خلاق، صنایع فرهنگی، گردشگری، خدمات دیجیتال و فعالیتهای دانشبنیان میتواند فرصتهای تازهای برای اشتغال جوانان ایجاد کند. این حوزهها بهویژه برای نیروهای متخصص و خلاق ظرفیت قابل توجهی دارند؛ مشروط بر آنکه موانع فعالیت و دسترسی به بازار برای آنها کاهش یابد.
در این میان، نباید از پیامدهای اجتماعی بیکاری غافل شد. جوانی که با وجود تحصیلات و توانایی، امکان دستیابی به شغل و درآمد مستقل را پیدا نمیکند، در برنامهریزی برای آینده، تشکیل خانواده و مشارکت اقتصادی با دشواری روبهرو میشود. تداوم این وضعیت میتواند به مهاجرت نیروی انسانی، گسترش مشاغل غیررسمی و کاهش انگیزه برای سرمایهگذاری روی آموزش و مهارت منجر شود.