حسین کوثری: اقتصاد ایران سالها از انرژی ارزان بهعنوان یک مزیت رقابتی یاد میکرد. دسترسی به منابع بزرگ گاز و نفت باعث شده بود بسیاری از صنایع بزرگ کشور – از فولاد و پتروشیمی گرفته تا سیمان و آلومینیوم – بر پایه همین مزیت شکل بگیرند. اما امروز همان مزیتی که قرار بود موتور توسعه صنعتی باشد، به یکی از مهمترین ناترازیهای اقتصاد تبدیل شده است.
عماد رفیعی مدیر امور مصرف شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی گفت: با توجه به شرایط فعلی تردد کشتیها در خلیج فارس، تقریبا هیچ کدام از کشورهای منطقه نمیتوانند بنزین وارد کنند.
وی افزود: علاوه بر نبود امکان واردات محصولات در منطقه، به دلیل ناترازی بنزینی که در کشور وجود دارد، الزامی است در مصرف بنزین صرفه جویی شود.
مدیر امور مصرف شرکت پالایش و پخش فرآوردههای نفتی اعلام کرد: از مردم میخواهیم همانطور که تا کنون همراهی داشتند، در ادامه نیز مصرف بنزین خود را کاهش دهند، زیرا با کاهش مصارف غیرضروری، کشور میتواند از واردات بنزین بی نیاز شود.
قیمت بنزین در ایران و چند نکته
با توجه به ناترازیهایی که در حوزههای مختلف انرژی و از جمله بنزین در کشور وجود دارد، بررسی راهکارهایی برای مدیریت مصرف سوخت در دستور کار مسئولان صنعت نفت ایران قرار گرفته است.
کشور سالهاست با ناترازی در حوزه انرژی روبهروست؛ رفع این ناترازی دو مؤلفه اصلی دارد؛ نخست افزایش تولید که از مأموریتهای صنعت نفت است و طبق اعلام، اقدامهای لازم در این زمینه با جدیت دنبال میشود و دوم، مدیریت تقاضا و بهینهسازی مصرف است که همواره تاکید میشود این کار بدون همراهی مردم ممکن نخواهد بود.
در این شرایط نمایندگان مجلس در جلسهای که با وزیر نفت داشته، مخالفت خود را با افزایش قیمت سوخت، اعلام و از راهکار اختصاص سهمیه سوخت به هر فرد ایرانی استقبال کردهاند. در این جلسه درباره وضعیت تولید و تأمین سوخت تاکید شد که با توجه به بمباران و حملات به تأسیسات پتروشیمی، ممکن است در ماههای آینده مقداری که البته خیلی قابل توجه نیست، ناترازی در تولید و مصرف بنزین و گازوئیل ایجاد شود.
هرچند با توجه به گزارش ارائه شده درباره وضعیت سوخت نیروگاهها، وضعیت تأمین سوخت نیروگاهها نسبت به دو سال گذشته به مراتب بهتر شده است و ذخایر سوخت نیروگاهها کشور در شرایط بسیار خوبی قرار دارد. با این حال مسئولان صنعت نفت تاکید دارند که باید هرچه سریعتر فازهای عسلویه و همچنین ظرفیتهای پتروشیمی به مدار تولید بازگردانده شود تا بخشی از ناترازیهای موجود در حوزه گاز، بنزین و گازوئیل جبران شود البته در این موضوع سیاستهایی دنبال شده است.
برخی راهکارها از جمله اختصاص سهمیه سوخت به هر فرد ایرانی به جای سهمیه به خودروها مورد استقبال نمایندگان قرار گرفته و به نظر میرسد این سیاست از جمله برنامههای دولت است البته بنا بر گفته مسئولان حوزه انرژی، این موضوع همچنان در حال مطالعه و بررسی ابعاد مختلف در دولت قرار دارد.
از سوی دیگر، مسئولان وزارت نفت تاکید کردهاند در کوتاهترین زمان برای عملیاتی کردن واحدهایی که در جنگ 40 روزه مورد اصابت قرار گرفتهاند برنامهریزی شده است، بر این اساس بلافاصله پس از اصابتهایی که انجام شد، اقدامات برای بازسازی در پتروشیمیها و چهار پالایشگاه گاز آغاز شده و با سرعت مناسبی پیش میرود؛ به طوریکه بخشی از ظرفیت ازدسترفته با استفاده از ظرفیت خالی دیگر پالایشگاهها به مدار تولید آورده شده که اعداد و ارقام قابل توجهی است.
با این حال تا زمانی که بتوان این واحدها را به مدار تولید برگرداند، باید شرایط را مدیریت کرد و به طور ویژه باید عرضه بنزین کشور بهطور خاص مدیریت شود؛ بر این اساس در حوزه مدیریت بنزین، مجموعهای از راهکارها شامل اثرگذاری سهمیهها و استفاده از روشهای غیرقیمتی مانند توسعه مصرف سوختهای جایگزین همچون سیانجی در دستور کار قرار دارد و به تاکید وزیر وزیر نفت اساساً قرار نیست هیچ راهکاری که موجب واردشدن فشار اقتصادی بیشتر به مردم شود، انجام بگیرد.
اکنون کشور هزینههای بالایی را برای واردات بنزین میپردازد اما وزیر نفت معتقد است شاید بتوان با مصرف بهینه، هزینه واردات بنزین را کاهش داد و بدون اینکه در سطح رفاه مردم تأثیر منفی بگذارد به نقطه بهینه رساند که این موضوع بیشک نیازمند همراهی مردم در مصرف بهینه سوخت خواهد بود چراکه اگر بتوان با مدیریت مصرف و اجرای راهکارهای بهینهسازی، نیاز به واردات بنزین را کاهش داد، این منابع میتواند در مسیر بهبود و ارتقای معیشت مردم هزینه شود.
علاوه بر آن، بستهای از راهکارهای متنوع ازجمله توسعه استفاده از سوختهای جایگزین بنزین مانند سیانجی و الپیجی، انتقال سهمیه بنزین از کارتهای سوخت به کارتهای بانکی و سایر اقدامها در دست بررسی است که پس از نهایی شدن، صنعت نفت مجری ابلاغ دولت خواهد بود.
در این راستا، با الزام قانون بودجه به انتقال سهمیه بنزین به کارتهای بانکی، طبق اعلام وزیر نفت زیرساختهای لازم فراهم شده و در صورت همکاری دستگاههای مسئول، امکان اجرای این طرح فراهم خواهد شد.
به گفته پاکنژاد آمادگی برای اجرای راهکار ارتباط کارت بانکی با کارت سوخت وجود داشته و زیرساختهای اجرای طرح آماده است اما این کار نیازمند همکاری وزارت امور اقتصادی و دارایی است که تاکنون اتفاق مؤثری دراینباره رخ نداده و نیازمند پیگیری است.
با این اوصاف مدیریت مصرف سوخت در اوضاع کنونی، حتی در حد یک لیتر فرآورده هم ارزشمند است و به پایداری هرچه بیشتر شبکه توزیع سوخت کمک میکند و میتوان گفت هر اقدامی برای کاهش مصرف غیرضرور، قدمی مثبت در مسیر منافع ملی و امنیت انرژی کشور به شمار میرود.
کارشناسان تاکید دارند اکنون صرفهجویی در مصرف انرژی به مطالبهای عمومی تبدیل شده است و این موضوع باید از طریق ابزارهای مختلف، بهویژه رسانهها، مورد توجه و تأکید قرار بگیرد. همچنین، صرفهجویی و مدیریت مصرف انرژی باید به رفتاری پایدار در کشور تبدیل شود؛ زیرا هر میزان کاهش مصرف، به پایداری شبکه انرژی و کاهش فشار بر اقتصاد ملی کمک خواهد کرد.
تجربه جهانی؛ چگونه کشورها از تله انرژی عبور کردند؟
تجربه جهانی نشان میدهد کشورهایی که در مدیریت بحران انرژی موفق بودهاند، صرفا قیمتها را افزایش ندادهاند؛ بلکه ساختار حکمرانی انرژی را اصلاح کردهاند.
در نروژ، درآمدهای نفت و گاز وارد صندوق ثروت ملی شد و به سرمایهگذاری بیننسلی و فناوری اختصاص یافت، نه مصرف کوتاهمدت.
در آلمان، توسعه شبکههای هوشمند (Smart Grids) و دیجیتالیسازی مدیریت مصرف، امکان کنترل ناترازی بدون خاموشی گسترده را فراهم کرد.
در کرهجنوبی، تمرکز بر بهرهوری صنعتی و فناوریهای کممصرف، شدت انرژی را بهتدریج کاهش داد. و در برزیل، اصلاح تدریجی تعرفهها همراه با حمایت هدفمند از دهکهای پایین، مانع از شوک اجتماعی گسترده شد.
نقطه مشترک همه این کشورها یک اصل کلیدی بود:گذار از «اقتصاد مبتنی بر مصرف ارزان» به «اقتصاد مبتنی بر بهرهوری».
راه نجات؛ اصلاحات نهادی پیش از شوک قیمتی
تجربه ایران نشان داده اصلاحات صرفا قیمتی، بدون آمادهسازی نهادی و اجتماعی، میتواند به بیثباتی اجتماعی و فشار معیشتی منجر شود. به همین دلیل، راهحل بحران انرژی در ایران صرفا «گران کردن انرژی» نیست. اصلاح واقعی نیازمند بازسازی حکمرانی انرژی است. چند محور کلیدی در این مسیر عبارتاند از:
فناوری پیش از افزایش قیمت: پیش از هرگونه اصلاح گسترده قیمت، باید امکان کاهش مصرف برای خانوارها و صنایع فراهم شود؛ از طریق: نوسازی تجهیزات فرسوده، توسعه ساختمانهای کممصرف، بهینهسازی موتورخانهها و حمایت اعتباری از دهکهای پایین.
سودآور کردن بهرهوری: ایجاد بازار «گواهی صرفهجویی انرژی» میتواند صنایع را به سرمایهگذاری در فناوریهای کممصرف تشویق کند. در چنین مدلی، صرفهجویی خود به یک فعالیت اقتصادی سودآور تبدیل میشود.
شفافیت و حکمرانی داده: استفاده از کنتورهای هوشمند، اینترنت اشیا (IoT) و مانیتورینگ آنلاین میتواند هدررفت، مصرف غیرمجاز و اتلاف شبکه را کاهش دهد. طبق گزارش توانیر، حذف بخشی از مصرف غیرمجاز و استخراج غیرقانونی رمزارزها در برخی مقاطع معادل صدها مگاوات صرفهجویی ایجاد کرده است.
ایجاد رگولاتور مستقل انرژی: بدون نهاد مستقل تنظیمگر، سیاستگذاری انرژی همچنان کوتاهمدت، سیاسی و پراکنده باقی خواهد ماند. حکمرانی انرژی نیازمند نهادهایی حرفهای، پاسخگو و مبتنی بر داده است. جذب سرمایه و فناوری: افت فشار در میدانهای گازی، فرسودگی شبکه انتقال و راندمان پایین نیروگاهها بدون دسترسی به سرمایه و فناوریهای نوین قابل حل نیست. امنیت انرژی آینده ایران مستقیما به میزان سرمایهگذاری امروز وابسته است.
خارج شدن بنزین از قیمتگذاری متعارف
بنزین در ایران هیچگاه کالایی معمولی نبوده است. نقش مرکزی این سوخت در حملونقل کالا و مسافر، آن را به یکی از حساسترین کالاهای اقتصادی تبدیل کرده؛ کالایی که هر تغییری در آن بهسرعت به سایر بازارها سرریز میشود و در قلب افکار عمومی جای دارد. این حساسیت باعث شده سیاستگذاری در حوزه بنزین همیشه پیچیدهتر از سایر کالاها باشد و دولتها در برابر هر تصمیم مرتبط با آن با مجموعهای از ملاحظات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مواجه شوند.
در سالهای اخیر، تورم بالا و افزایش پیوسته قیمت اغلب کالاها و خدمات، ساختار کلی قیمتهای نسبی را بههم ریخته و ارزش واقعی بسیاری از اقلام را دگرگون ساخته است؛ اما قیمت بنزین از آبان ۹۸ تاکنون در برابر تمام این نوسانات ثابت مانده است. این پدیده، همراه با افزایش چندبرابری نرخ ارز، موجب شده قیمت بنزین در ایران امروز یکی از پایینترین نرخها در سطح منطقه و حتی جهان باشد. در چنین شرایطی طبیعی است که مصرف داخلی رشد کند، انگیزه قاچاق افزایش یابد و رابطه اقتصادی میان تولید، مصرف و یارانه انرژی از تعادل خارج شود.
نبود سیاست مشخص و بلندمدت دولتها در قبال سوخت، فضای بازار را هیجانی و آسیبپذیر کرده است. در سالهای گذشته، تجربه تأیید و تکذیبهای متعدد درباره احتمال افزایش قیمت بنزین و واکنشهای اجتماعی ناشی از آن نشان داد که افکار عمومی نسبت به این موضوع کاملاً حساس است و هرگونه ابهام سیاستی، حتی بدون تغییر واقعی قیمت، میتواند بازار را ملتهب کند. آنچه بازار نیاز دارد، نه تصمیمات دفعی و واکنشی، بلکه یک مسیر روشن، قابل پیشبینی و شفاف برای آینده قیمتگذاری سوخت است.