اکنون که پاره تن، میهن، این مادر کهنسالی که خونابه از چشمانِ زارش جاریست و چنگالِ غم بر گلوی زخمی ش چنگ انداخته تا نامش در لابلای صفحاتِ مبهمِ تاریخ گم شود،تو،من و ما به عنوان فرزندانِ او میمانیم و انتخابِ موضع خود در برابرِ این حجم از جور و جفایی که در حقش میشود تا به زعم خودشان صلح را از راهِ زور در آن حاکم کنند...
ابتدا بگویم که من،خود دلی پرخون دارم و در وقایع اخیر رنجهایی کشیدم که درمان آنها فقط سکوت بوده و هست ولی هرگز و هرگز آنها را به پای میهن نگذاشته و نمیگذارم. نمیگویم کژی نبود،نمی گویم قصور نبود،نمی گویم تنگی و لنگی و ناحقی و بی عدالتی نبود و نیست ولی عزبزانِ من، مگر دیگر نقاط دنیا مدینه فاضله یا بهشت برین هستند که ما بی بهره از این مدینهها و بهشتها باشیم؟ آیا ندیدید که در مهدِ مدعی تمدن و آزادی جهان؟!؟!جهنمِ اپستین هم وجود داشت؟و آیا ندیدید که دخترانِ خردسال طعمه چه هیولاهای بی رحم و درندهای شدند؟؟همانهایی که اکنون مدعی رهایی و خلقِ آزادی برای مردم ما هستند!!به راستی کدام آزادی؟کشتار بی رحمانه ی۱۶۵دخترِ خردسالِ مینابی را دیدید؟ آری جان برادر،شما نسلِ Zمعروف به تیزهوشی هستید،این است قدرتی که آنها میخواهند با آن صلح و آزادی بیاورند!
به عنوان یک هم میهنی که در وقایع اخیر بی بهره از رنجها... نبودم،معتقد هستم که هرچه بود و هرچه شد مسائلِ درونِ یک خانواده بودند و هستند و میبایست در خانواده حل بشوند نه در چنگال خونینِ غرب که ترامپ و نتانیاهو نماینده آن هستند...
از سه فرزند نسلZخودم،ازجوانان و نوجوانانِ عزیزِ کشورم و از دیگر هم میهنانی که هنوز هم معتقد هستند که امریکا و اسرائیل و برخی از عافیت طلبان خارج نشین خیرخواه و ناجیِ کشورمان هستند، سؤال میکنم که آیا با وجود این حجم از حمله و تخریب و کشتارِ کودک و زن و مرد و پیر و جوان و فرماندهان و سربازان، هنوز هم معتقد هستید که ترامپ و نتانیاهو و غیره خیرِکشور و مردم ما را میخواهند؟؟
آیا هنوز هم اعتقاد دارید که آنها منجی مردم ما هستند؟آیا هنوز باور نکردید که آنها از مسیر رسانه و تبلیغات و شانتاژ قصدِ فریبِ افکار عمومی و سپس رسیدن به مقاصد خود را دارند؟ آیا اکنون که کشور شما یک تنه در برابر یک دنیا ارتش،با هزاران ادوات و هواپیما و رادار و ماهواره وغیره در حال نبرد است، به حفظِ اصالت و دفاعِ همه جانبه از کیان و هستی ملیِ خود، ایمان نیاورده و همچنان مدافع حضورِ اجانب در دامنِ مادر پیرمان هستید؟من یقین دارم که یک نفر از شما راضی به نشستنِ کوچکترین لکه ننگی بر دامنِ مادرِ پیرمان،ایران نیستید اما بغض و دردِ ناشی از کج سلیقگیها و تبعیضها و بی عدالتیها و سخت گیریها شما را دل شکسته و بر سر دوراهی قرار داده است.
بچه های عزیزم، هم میهنان عزیزم، بغض را فرو بدهید، عصبانیت را کنار بگذارید،خشمِ از خودی را فرو و بر سر اجانب بریزید، زمان برای رسیدگی به خشم و بغض و دردهای درون خانوادگی هست اما دشمنانِ دوست نما آمدند تا خانه را ویران کنند و آن طور که خود دوست دارند،در وطنِ ما چادر زده و لانه کرده و خانه بسازند!!! آیا کسی از شما راضی هست که دامنِ مادرش(میهن)تکه تکه شده و هر تکه آن به دست یکی بیفتد؟؟هرگز،هرگز غیرت ایرانیِ ما اجازه چنین وضعی را نمیدهد...عزیزانِ من،نه قصدِ نصیحت بود و نه قصدِ تأثیر گذاری بر فکر و ذهن شما،بلکه به عنوان کسی که سالهاست بدون وابستگی به هیچ فرد و ارگانی در نهایتِ استقلالِ عقیده و فکر،به نیتِ پیشرفتِ کشورم مطلب مینویسم،در این برهه از تاریخ نیز برای ادای دین به میهنم این زنهارها و هشدارها را نوشتم تا فردا در مقابل وجدانِ خود شرمسار نباشم.