تجربه شرکت ماهان در بهرهگیری از زمینهای دولتی از طریق قراردادهای بلندمدت، مانند ساخت، بهرهبرداری و واگذاری (BOT) یا ساخت، اجاره و واگذاری (BLT)، نشان میدهد که میتوان با طراحی سازوکارهای حقوقی و اقتصادی شفاف، سرمایههای بزرگ را به سمت تولید کشاورزی هدایت کرد. در این الگو، سرمایهگذار مسئولیت تأمین مالی، ایجاد زیرساخت، تأمین آب، توسعه مزارع و مدیریت تولید را بر عهده میگیرد و در مقابل، با پرداخت اجارهبها و رعایت تعهدات قراردادی، از زمین بهرهبرداری میکند و در پایان دوره، زمین و تأسیسات را به دولت بازمیگرداند. این روش به دولت امکان میدهد بدون تحمل همه هزینههای سرمایهگذاری، از ظرفیت مدیریت و سرمایه بخش خصوصی برای فعالسازی زمینهای بلااستفاده استفاده کند. بااینحال، موفقیت آن به تعیین دقیق تعهدات، نظارت مستمر، رعایت ملاحظات محیطزیستی، حفاظت از منابع آب و خاک و جلوگیری از تغییر کاربری یا واگذاری خارج از چارچوب قرارداد وابسته است. تمرکز بر محصولاتی مانند موز، خرما، گردو و پسته در مناطق مستعد، میتواند هم نیاز داخلی را تأمین کند و هم درآمد ارزی ایجاد کند. توسعه این محصولات تنها به افزایش سطح زیرکشت محدود نیست، بلکه به انتخاب ارقام مناسب، استفاده از دانش فنی، اصلاح الگوی کشت، ارتقای کیفیت نهالها، افزایش بهرهوری و تکمیل زنجیره تولید نیاز دارد. محصولاتی مانند گردوی پکان نیز در صورت سازگاری با اقلیم، منابع آب و شرایط اقتصادی منطقه، ظرفیتهای تازهای برای کشاورزی ایران ایجاد میکنند. همچنین توسعه هدفمند زیتون و کاکتوس میوهای میتواند به کاهش وابستگی به واردات روغن و تأمین علوفه کمک کند؛ البته مشروط به انجام مطالعات دقیق آبمحور و اقتصادی. کشاورزی بزرگمقیاس میتواند موتور توسعه مناطق محروم باشد. ایجاد مزارع بزرگ در مناطقی مانند چابهار، ماکو، زنجان، بشاگرد و قصرشیرین، علاوه بر ایجاد اشتغال مستقیم، تقاضا برای حملونقل، خدمات، نهادهها و فعالیتهای پشتیبان را افزایش میدهد. اگر تولید با صنایع فرآوری، بستهبندی، سردخانه، انبارداری و شبکه صادرات همراه شود، ارزش افزوده بیشتری در همان مناطق باقی میماند و این مناطق میتوانند به قطبهای اقتصادی تبدیل شوند. با توجه به بحران آب در ایران، توسعه کشاورزی بزرگمقیاس تنها در صورت مدیریت پایدار منابع آب قابل دفاع است. آبیاری قطرهای، سامانههای هوشمند، انتخاب ارقام کممصرف، کاهش تلفات انتقال و پایش مستمر آبخوانها میتواند بهرهوری را افزایش دهد. بااینحال، فناوری بهتنهایی کافی نیست و میزان برداشت واقعی، حقابهها و آثار زیستمحیطی هر طرح باید بهطور مداوم ارزیابی شود. مشارکت مردم محلی نیز برای پایداری این طرحها ضروری است. تعاونیهای توسعه و عمران شهرستانی میتوانند با در اختیار گرفتن بخشی از سهام پروژهها، مردم منطقه را در منافع تولید و صادرات سهیم کنند. این مشارکت باید داوطلبانه، شفاف و بهگونهای باشد که ریسکهای سنگین به خانوارهای کمدرآمد تحمیل نشود. در نهایت، تجربه ماهان میتواند به سیاستی ملی برای استفاده مولد از زمینهای دولتی تبدیل شود. دولت باید با همکاری دستگاههای مرتبط، زمینهای مستعد، منابع آب پایدار، محصولات دارای مزیت صادراتی و نیازهای زیرساختی مناطق مختلف را شناسایی و بستههای سرمایهگذاری شفاف و رقابتی ارائه کند. مدت قرارداد، اجارهبها، تعهدات سرمایهگذار، الزامات اشتغال محلی، شاخصهای بهرهوری و نحوه بازگشت زمین و تأسیسات باید از ابتدا مشخص باشد. توسعه کشاورزی تجاری در مقیاس بزرگ، با تکیه بر سرمایه خصوصی، فناوری نوین، مدیریت آب، صنایع فرآوری و مشارکت مردم، میتواند به کاهش واردات، افزایش صادرات، ایجاد اشتغال و توسعه مناطق محروم کمک کند؛ به شرط آنکه مالکیت عمومی زمینها حفظ شود، منابع طبیعی آسیب نبینند و منافع سرمایهگذار، دولت و جامعه محلی بهصورت متوازن تأمین شود.