حسین محمودی اصل کارشناس و تحلیلگر اقتصادی در گفتوگو با « اخبار صنعت» در خصوص نسبت حاشیه سود تولید به نرخ تسهیلات در اقتصاد ایران به چند نکته اشاره کرد و گفت: یکی از مسائل مهم در اقتصاد ایران، نامتناسب بودن بازدهی تولید با هزینه تأمین مالی است. در بسیاری از اقتصاد های جهان، فعالیت تولیدی میتواند بازدهی بالاتری از هزینه تسهیلات ایجاد کند و به همین دلیل، سرمایه گذار انگیزه لازم برای ورود به این بخش را دارد.
وی در این باره توضیح بیشتری داد و گفت: در اقتصاد ایران، در برخی موارد حاشیه سود تولید به یک سوم یا حتی یک چهارم نرخ تسهیلات میرسد. در چنین شرایطی، طبیعی است که سرمایهگذار درباره ورود به فعالیت تولیدی تردید داشته باشد. وقتی هزینه دریافت تسهیلات بالاست و در مقابل، بازدهی تولید پایین باقی میماند، بنگاه اقتصادی برای تأمین مالی و توسعه فعالیت خود با مشکل مواجه میشود. در نتیجه، ممکن است سرمایه گذاری جدید کاهش پیدا کند و حتی بنگاههای موجود نیز برای حفظ سطح فعالیت خود با محدودیت رو به رو شوند.
کارشناس اقتصادی معتقد است: برای اصلاح این وضعیت، نمیتوان تنها بر یک متغیر تمرکز کرد. لازم است همزمان هزینه های تولید، شرایط تأمین مالی، فضای کسب و کار و عوامل مؤثر بر بازدهی سرمایهگذاری مورد بررسی قرار گیرند. هدف باید این باشد که تولید کننده بتواند از محل فعالیت اقتصادی خود، سود معقولی کسب کند و برای توسعه کسب و کارش به چشمانداز روشنتری دسترسی داشته باشد.
محمودی اصل در پاسخ به این پرسش که برخی معتقدند برای هدایت نقدینگی به سمت تولید، باید مردم را به سرمایهگذاری در بخشهای مولد تشویق کرد آیا توصیه و تبلیغ بهتنهایی میتواند مؤثر باشد، گفت: اگر تولید از صرفه اقتصادی برخوردار باشد، نیازی نیست که صرفاً با توصیه و تبلیغات، مردم را به سرمایه گذاری در این بخش ترغیب کنیم. سرمایه گذار براساس محاسبه هزینه و فایده تصمیم میگیرد و زمانی که بازدهی تولید مناسب باشد، به صورت طبیعی برای ورود به این حوزه انگیزه پیدا میکند.
کارشناس و تحلیلگر اقتصادی گفت: مسئله اصلی، فراهم کردن شرایطی است که فعالیت تولیدی بتواند سود معقول و قابل اتکایی ایجاد کند. اگر سرمایه گذار ببیند که با ورود به تولید، نه تنها باید ریسکهای عملیاتی و مدیریتی را بپذیرد، بلکه با هزینه بالای تسهیلات، نوسان قیمت مواد اولیه و دشواریهای محیط کسبوکار نیز مواجه است، صرف توصیه نمیتواند تصمیم او را تغییر دهد.
وی در این باره تصریح کرد: در مقابل، اگر فضای کسب و کار بهبود پیدا کند و حاشیه سود واقعی تولید متناسب با شرایط اقتصادی باشد، سرمایهگذار انگیزه بیشتری برای به کارگیری منابع خود در فعالیتهای مولد خواهد داشت؛ بنابراین، بهجای تمرکز صرف بر توصیههای عمومی، باید موانع سرمایه گذاری را برطرف کرد و زمینه فعالیت اقتصادی پایدار را فراهم ساخت.
کارشناس و تحلیلگر اقتصادی در خصوص پایین بودن بازدهی تولید و اثرات این روند بر رفتار صاحبان سرمایه و حرکت نقدینگی به سمت بازار ارز و طلا نیز گفت: صاحبان سرمایه همواره به دنبال حفظ ارزش دارایی ها و کسب بازدهی مناسب هستند. زمانی که فعالیت تولیدی نتواند بازدهی متناسب با تورم و هزینه تأمین مالی ایجاد کند، بخشی از سرمایهها ممکن است به سمت بازارهایی مانند ارز و طلا حرکت کند.
حسین محمودی اصل گفت: در چنین وضعیتی، مسئله را نباید صرفاً به رفتار افراد یا تمایل آنها به فعالیتهای غیرمولد محدود کرد. باید بررسی کنیم که چه شرایطی باعث شده است سرمایه گذاری در تولید جذابیت کمتری داشته باشد. اگر تولید کننده با حاشیه سود پایین و هزینههای سنگین مواجه باشد، اما نگهداری برخی داراییها در دورههای تورمی بتواند ارزش سرمایه را حفظ کند، طبیعی است که تصمیم سرمایه گذار تحت تأثیر این تفاوت بازدهی قرار گیرد.