حسین کوثری: سیاستهای پولی نقش بسیار مهمی در تغییرات شاخصهای اقتصاد کلان و خصوصا بازار پول دارند. بانکهای مرکزی محوریترین نقش را در تنظیم و مدیریت سیاست پولی داشته و اثر این سیاستها را به وضوح میتوان در بازارهای مالی لمس کرد.
عملکرد بانک مرکزی در ماههای اخیر بخصوص از ابتدای امسال نشان میدهد که قصد دارد از عملیات بازار باز به عنوان یک ابزار جدید برای هدایت نقدینگی به سمت تولید و کاهش هزینه تأمین مالی بخش تولید استفاده کند.
در این شیوه بانک مرکزی با خرید اوراق از بانکها، نقدینگی به شبکه بانکی تزریق میکند و با فروش اوراق، نقدینگی را جمعآوری میکند. اما وقتی سخن از «حمایت از تولید» به میان میآید، یعنی این ابزار در راستای حمایت از فعالیتهای مولد نیز به کار گرفته شود؛ بر این اساس وقتی بانک مرکزی از طریق عملیات بازار باز نقدینگی کافی در اختیار بانکها قرار دهد، فشار بر بازار بینبانکی کاهش یافته و نرخ سود کنترل میشود. در نتیجه بانکها میتوانند تسهیلات را با هزینه کمتری در اختیار واحدهای تولیدی قرار دهند.
در روشی دیگر بانک مرکزی میتواند شرایطی طراحی کند که بانکهایی که سهم بیشتری از منابع خود را به بخشهای مولد اختصاص میدهند، دسترسی آسانتر یا ارزانتری به منابع حاصل از عملیات بازار باز داشته باشند. به این ترتیب، حمایت از تولید به یکی از معیارهای بهرهمندی بانکها از منابع بانک مرکزی تبدیل میشود.
عملیات بازار باز چیست
و چگونه نقدینگی را مدیریت میکند
عملیات بازار باز یا خرید و فروش اوراق دولتی توسط بانک مرکزی یکی از شناخته شده ترین ابزارهای سیاستگذاری پولی در جهان است. در این روش بانک مرکزی با فروش اوراق دولتی به بانکها یا سایر نهادهای مالی بخشی از نقدینگی اضافی را جمع آوری میکند. برعکس هرگاه نیاز به تزریق نقدینگی باشد بانک مرکزی با خرید این اوراق پول به سیستم بانکی وارد میکند.
ساده تر اگر بخواهیم توضیح دهیم عملیات بازار باز شبیه تنظیم یک شیر آب است. اگر آب زیاد باشد باید آن را کم کرد تا فضای خانه دچار مشکل نشود. اگر آب کم باشد باید آن را بیشتر کرد تا نیازها برطرف شود. نقدینگی هم همین گونه عمل میکند. زمانی که پول زیادی بدون هدف در اقتصاد حرکت کند قیمتها بالا میرود. در مقابل زمانی که گردش مالی کافی نباشد فعالیت های اقتصادی کند میشود.
بانک مرکزی با استفاده از این ابزار میتواند به شکل روزانه حجم پول در گردش را تنظیم کند. یکی از کارشناسان اقتصادی کشور حمید فاضلی در گفتوگویی درباره این موضوع میگوید عملیات بازار باز اگر درست اجرا شود میتواند به حفظ ثبات کمک کند. این ابزار به بانک مرکزی اجازه میدهد بدون فشار مستقیم بر بانکها یا بازارها مسیر حرکت نقدینگی را کنترل کند. به گفته او یکی از مزیت های مهم این روش شفافیت آن است زیرا همه چیز بر اساس عرضه و تقاضا در بازار اوراق انجام میشود.
چگونه نقدینگی سرگردان
به سمت اوراق زیرساختی هدایت میشود
یکی از چالش های اصلی اقتصاد نقدینگی سرگردان است. این عبارت به پولهایی اشاره دارد که وارد تولید نمیشوند و بیشتر به سمت فعالیت های غیرمولد میروند. این نوع سرمایهگذاریها نه تنها برای اقتصاد سودمند نیستند بلکه میتوانند قیمتها را در بازارهایی مانند طلا مسکن یا ارز بالا ببرند.
انجام عملیات بازار باز میتواند به طور غیرمستقیم این نقدینگی را از بازارهای سفته بازانه دور کند. وقتی بانک مرکزی با دقت و استمرار اوراق دولتی را در بازاری شفاف خرید و فروش میکند نرخ بازده این اوراق جذاب تر و قابل پیش بینی تر میشود. در نتیجه سرمایهگذاران ترجیح میدهند به جای ورود به بازارهای پرریسک بخشی از سرمایه خود را به خرید اوراق اختصاص دهند.
اما نکته مهم اینجاست که بخش قابل توجهی از اوراق دولتی امروزه برای تأمین مالی پروژه های زیرساختی عرضه میشود. این یعنی سرمایهگذاری مردم به طور غیرمستقیم صرف ساخت جاده شبکه ریلی نیروگاه و طرح های توسعهای میشود. از این جهت عملیات بازار باز میتواند علاوه بر کنترل تورم نقش حمایتی در توسعه اقتصادی نیز داشته باشد. فاضلی معتقد است پیوند دادن عملیات بازار باز با تأمین مالی زیرساختی یکی از تصمیمات هوشمندانه در سال های اخیر بوده است. او تاکید میکند که مردم با خرید این اوراق نه تنها بازده مناسب دریافت میکنند بلکه سرمایه خود را به سمت ساخت دارایی های ماندگار ملی هدایت میکنند.
مزیت های این روش برای مردم و اقتصاد چیست
یکی از مزیت های مهم استفاده از عملیات بازار باز ایجاد ثبات در اقتصاد است. مردم زمانی احساس امنیت مالی میکنند که قیمتها قابل پیش بینی باشد. کنترل نقدینگی از طریق این ابزار کمک میکند تورم مهار شود و قدرت خرید خانوارها کمتر تحت تأثیر نوسانات قرار گیرد.
مزیت دیگر این روش ایجاد زمینهای برای سرمایهگذاری کم ریسک است. خرید اوراق دولتی که پشتوانه زیرساختی دارد معمولا بازده قابل قبول و مطمئنی فراهم میکند. این نوع سرمایهگذاری برخلاف بازارهای پرریسک هیچ نیازی به تخصص مالی پیچیده ندارد و مناسب عموم مردم است.
از سوی دیگر هدایت نقدینگی به سمت اوراق زیرساختی باعث میشود دولت برای اجرای پروژه های اساسی کمتر به منابع غیرپایدار وابسته باشد. این رویکرد علاوه بر اینکه گردش مالی سالم تری ایجاد میکند به رشد اقتصادی کمک میکند. هنگامی که پروژه های زیربنایی تکمیل میشوند اشتغال افزایش مییابد هزینه های تولید کاهش مییابد و زیرساخت های حملونقل و انرژی تقویت میشود. همه این موارد در نهایت کیفیت زندگی مردم را بهبود میدهد.
فاضلی در این باره میگوید یکی از بهترین آثار این سازوکار ایجاد ارتباط میان مردم و طرح های توسعهای است. به گفته او مردم وقتی میدانند سرمایه آنها در ساخت پروژه های مهم کشور به کار گرفته میشود احساس مشارکت بیشتری دارند و انگیزه بالاتری برای سرمایهگذاری در این اوراق پیدا میکنند.
عملیات بازار باز از جمله ابزارهای مدرن و تأثیرگذار بانک مرکزی برای کنترل نقدینگی و ایجاد ثبات در اقتصاد است. این ابزار با خرید و فروش هدفمند اوراق دولتی به تنظیم حجم پول در گردش کمک میکند و از افزایش یا کاهش شدید نقدینگی جلوگیری میکند. در سال های اخیر تلاش شده تا این سازوکار علاوه بر کنترل تورم نقش حمایتی در تأمین مالی پروژه های مهم زیرساختی داشته باشد. هدایت نقدینگی سرگردان به سمت اوراق دولتی باعث میشود بازارهای پرریسک کمتر دچار نوسان شوند و سرمایهها در مسیری امن و سازنده قرار گیرند.
اهمیت این موضوع هنگامی بیشتر میشود که بدانیم بسیاری از پروژه های زیرساختی از جمله شبکه های حملونقل انرژی و طرح های عمرانی نیازمند منابع پایدار مالی هستند. استفاده از عملیات بازار باز کمک میکند بخشی از این منابع از طریق مشارکت غیرمستقیم مردم تأمین شود. به این ترتیب مردم هم به بازده مناسب دست پیدا میکنند و هم در پیشبرد پروژه های ملی نقش دارند.
به گفته کارشناسانی مانند فاضلی این روش اگر با شفافیت و استمرار همراه باشد میتواند به تحکیم اعتماد عمومی و کاهش نااطمینانی اقتصادی کمک کند. جمع بندی اینکه عملیات بازار باز تنها یک ابزار پولی ساده نیست بلکه ابزاری برای پیوند دادن ثبات اقتصادی با توسعه زیرساختی است و در صورت استفاده صحیح میتواند اثر مثبتی بر زندگی روزمره مردم بگذارد.
روش های جدید و غیرمستقیم نظامن بانکی
برای کنترل نقدینگی
در این ارتباط کامران ندری کارشناس پولی و استاد اقتصاد دانشگاه، پیش نیاز موفقیت این رویکرد را «هدفگذاری مشخص برای کنترل تورم و مدیریت نرخ بهره» دانست و گفت: تا زمانی که بانک مرکزی نتواند متناسب با شرایط تورمی، نرخ بهره و رشد متغیرهای پولی را مدیریت کند، استفاده از ابزارهای جدید به تنهایی نمیتواند اثر قابل توجهی بر اقتصاد کشور داشته باشد.
وی افزود: بانک مرکزی باید یک متغیر بسیار مهم را متناسب با وضعیت اقتصادی و شرایط تورمی تعیین کند و آن نرخ بهره است.
وی در این ارتباط توضیح داد: اگر به عملکرد بانکهای مرکزی در دنیا نگاه کنیم، میبینیم که مهمترین هدف عملیاتی آنها تعیین نرخ بهره و هدف نهایی آنها کنترل تورم است. بنابراین، استفاده از ابزارهای نوین تا زمانی که برنامه مشخصی برای نرخ بهره و هدفگذاری روشنی برای تورم وجود نداشته باشد، نمیتواند راهگشا باشد.
ندری در عین حال وظیفه اصلی بانک مرکزی را کنترل تورم دانست که میبایست با ابزارهایی که در اختیار دارد، آن را اجرایی کند و در این رابطه نباید از ابزارهایی چون نرخ بهره یا کنترل متغیرهای پولی نیز غافل بود.
این استاد دانشگاه عملیات بازار باز را از روش های جدید و غیرمستقیم نظامن بانکی برای کنترل نقدینگی و هدایت آن برشمرد و درباره الزامات موفقیت عملیات بازار باز توضیح داد: برای این کار نخست باید مشخص شود بانک مرکزی در بازار بینبانکی و از طریق عملیات بازار باز به دنبال چه هدفی است.
وی افزود: اگر قرار باشد نرخ بهره بینبانکی در سطح فعلی باقی بماند، باید توضیح داده شود که این نرخ چگونه با شرایط تورمی موجود سازگار است زیرا در شرایطی که نرخ رشد نقدینگی افزایش یافته و نرخ تورم نیز بسیار بالاست، انتظار میرود سیاستهای پولی متناسب با این شرایط تنظیم شوند.
ندری درباره امکان استفاده از عملیات بازار باز و انتشار اوراق برای تأمین مالی غیرتورمی پروژههای زیرساختی نیز گفت: از منظر اقتصاد کلان، اولویت اصلی امروز اقتصاد ایران کنترل تورم است زیرا در این صورت میتوان اجرای طرح های اقتصادی و سرمایهگذاری های اقتصادی را توجیه پذیر کرد.
این استاد دانشگاه افزایش نرخ تورم را سبب تشدید نا اطمینانیها در اقتصاد توصیف کرد و گفت: وظیفه بانک مرکزی فراهم کردن ثبات پولی و مهار تورم است و سایر اهداف باید در چارچوب این مأموریت دنبال شوند.
وی خواستار اجرای ابزارهای پولی اعم از مستقیم و غیرمستقیم برای مهار تورم در شرایط کنونی شد و گفت: امروز تمرکز اصلی سیاستگذار پولی باید بر کنترل تورم باشد و سایر ابزارها و سیاستها نیز باید در خدمت این هدف قرار گیرند.