چندان تخصصی در موسیقی و آواز نداشته و ادعایی نیز در این حوزه ندارم لیکن درک و برداشتِ من،همانندِ درکِ یک شنونده عادی است که براساسِ علاقه، با زیر و بمها و شادی و غم هایِ نهفته در اشعار و نواهای یک قطعه هنری،خصوصا موسیقی بختیاری،همراه میشود.
به زعمِ من در دلِ هر آواز و موسیقی،پیامی نهفته است که بسته به تسلط و تواناییِ هنرمندِ دخیل در خلقِ آن،می توان درجه موفقیتِ در ارتباط گیریِ یک اثر با بدنه عام جامعه را اندازه گیری کرد. در ذاتِ آواز و موسیقی بختیاری،که برخاسته از پیشینه های فرهنگی،قومی،طبیعی، تاریخی و شُکفته از دلِ زندگیِ بکرِ بختیاریها در طبیعتِ بکر و سخت و بی ریای دامنه های زاگرس بوده و قدمتی به طولِ چند هزار سال دارد، نوعِ خاصی از غم وجود دارد که از قضا رازِ مجزا کردنِ این فرهنگ موسیقیایی از دیگر فرهنگ های هنریِ ایرانی، در این غمِ آگاهی بخش و فکورانه و امید آفرین نهفته است و بی گمان شناختِ این غمِ مکتوم و چرایی و چگونگیِ آن نیز بدونِ شناختِ فرهنگِ بختیاری یا زندگیِ در آن برای هرکسی امکان پذیر نیست.
غم در معنای عام در تلخی و رنج و نا امیدی تمام میشود اما، غمی که در آواز و موسیقی بختیاری وجود دارد،غمی است که آغازگرِ شادی و تفکر و آفریننده امید به آینده است و اینجاست که این غم، فرهنگِ صدا و موسیقی اصیلِ بختیاری را خاص و منحصر بفرد میکند.آوازِ اصیلِ بختیاری ابتدا شنونده را محزون و به درونِ خودش فرو میبرد و سپس با جرقه در آتشگاهِ احساسات، این انسانِ سکوت زده را سبکبار میکند همچنانکه که گویا بارِ سنگینی را از دوشِ او بر داشته اسن.غمِ هنریِ بختیاری با تحریکِ نقاط امیدوارانه و اغلب حماسیِ احساساتِ،به مخاطب، برای فرداها امیدی تازه میدهد تا دوباره برخیزد، همچنانکه اجداد بختیاریها بارها وبارها از دلِ تلخی و رنج و جنگ و مصیبت برخاسته و به جنگِ سختی های زندگی طبیعی و عشایری رفتند.
این غمِ خاص،کاری میکند تا مرد و زنِ بختیاری قافیه را نبازند و با الهام از امیدِ موجود در دوندال ها،برزگری ها،بلال ها، یاریارها و گاه گربوها که در عین غمناک بودن، امید آفرین هستند،برخیزد و به نبردی سخت با زندگی برای رسیدن و رساندنِ خود به فرداها برود.
آنجا که از تلفیق عشق و امید، با زجر و غربت، در میانِ سردسیر تا گرمسیر،از گلوی اسطوره بختیاری(مسعود بختیاری) هنرِ موسیقی بختیاری جاودانه شد، هنوز هم معدودی از پویندگانِ این راهِ کهن در حالِ پاسداری از این فرهنگِ امید زا برای روح بخشیدن به جامعه ماشین زده ما هستند.
غم، نقطه عطف و وجهِ تمایزِ هنرِ فولکلورِ بختیاری هاست که آن را خاص میکند چون با شنیدنِ آن ابتدا به انسان، تلنگری سخت زده میشود و او را به درون میبرد تا از محیطِ پیرامون جدا و غرق در اندیشه گردد.پس از آنکه حزنِ درونِ شنونده،تحت تأثیر حزنِ هنری موجود در موسیقی و آواز بختیاری سبک میشود و جان به احساساتش برمی گردد، او با کوهی از امید به آینده،به زندگی بر میگردد تا امیدوارانه، دوباره مهیای مواجهه با پستی و بلندی های آن باشد.