حسین کوثری: در قرن بیست و یکم, پیشرفت فناوری موجب میشود تا وقت انسان بیش از پیش آزاد گردد و زمان بیشتری را صرف اوقات فراغت خود نماید. در واقع این قرن را باید عصر صنعت گردشگری نام نهاد. به دلیل زیر ساخت های فناوری, فرهنگی, سیاسی, اجتماعی و اقتصادی ایجاد شده در قرن بیست و یکم, پدیده گردشگری یک واقعیت اجتناب ناپذیر در رفتار و عمل انسان برای ارضای روح کنجکاوی او خواهد بود. سفر به دیگر نقاط دنیا چه به صورت حقیقی و واقعی و چه به صورت مجازی, با انگیزه های مختلفی جزو ملزومات زندگی قرن بیست ویکم و شکل دهنده جریانی است که مرزهای ملی و بینالمللی را درنوردیده, رویکردی فراتر از دولت و ملت خواهد داشت. گردشگری به عنوان یکی از منابع در آمد و ایجاد اشتغال در سطح محلی میتواند رهیافتی برای توسعه اقتصادی باشد. گردشگری بخصوص در زمانی که سود فعالیت های دیگر بخش های اقتصادی در حال کاهش باشد, جایگزین مناسبی برای آنها و راهبردی برای توسعه است. امروز صنعت گردشگری به اندازهای در توسعه اقتصادی - اجتماعی کشورها اهمیت دارد که اقتصاد دانان آن را «صادرات نامریی» نام نهادهاند. صنعت توریسم از صنایعی است که در سال های اخیر به سرعت گسترش یافته و در ردیف یکی از بزرگ ترین منابع درآمد جهان در آمده است. همچنین باید افزود که چرخه عظیم مالی که به طور غیرمستقیم طول محور صنعت گردشگری میچرخد, به مراتب مهم تر از درآمدهای مستقیم بر اقتصاد جهانی تأثیر گذار است.
وضعیت توریسم در ایران در مقایسه با بسیاری از کشورها حاکی از عدم توسعه یافتگی و وجود تنگناهای زیادی در این بخش است که سیاستگذاریها ی کلان در سطح ملی و نیز تدابیر و سیاستها ی استانی و منطقهای در آن نقش داشته است. اگرچه توسعه و گسترش ایرانگردی و جهانگردی به منظور استفاده هرچه بیشتر از مزایای متعدد اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی آن اجتنابناپذیر است ولی مشکلات و تنگناهای متعددی در راه رشد و صنعت گردشگری ایران وجود دارد که نباید از نظرها دور بماند.
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با بیان اینکه «امنیت» اولین و مهمترین پیشنیاز جذب گردشگر در شرایط کنونی است، از تدوین سه برنامه جامع برای دوران پس از جنگ و عبور از چالشهای گردشگری خبر داده است.
صالحیامیری با اشاره به تحولات شتابان جهان و افزایش مخاطرات و بحرانهای بینالمللی، توسعه تابآوری در صنعت گردشگری را یکی از اولویتهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران دانست و گفت: سیاست ما آن است که ساختار گردشگری کشور در برابر شوکها و تکانههای بیرونی از استحکام و پایداری لازم برخوردار باشد و بتواند در شرایط مختلف به مسیر رشد و توسعه خود ادامه دهد.وی افزود: جمهوری اسلامی ایران گردشگری را بستری مؤثر برای گفتوگوی تمدنها، تقویت فهم متقابل میان ملتها و گسترش صلح و همزیستی جهانی تلقی میکند.
وزیر میراثفرهنگی تاکید کرد: معتقدیم هر اندازه روابط فرهنگی و انسانی میان ملتها گسترش یابد، زمینههای همگرایی و همکاری میان دولتها نیز تقویت خواهد شد. از این منظر، گردشگری میتواند به یکی از مؤثرترین ابزارهای دیپلماسی صلح در جهان معاصر تبدیل شود.
نقشه سفرهای خارجی جهان در ۲۵ سال گذشته بهطور محسوسی دگرگون شده است. اگر در سال ۲۰۰۰ آلمان، آمریکا و بریتانیا اصلیترین مبدأهای سفرهای برونمرزی بودند، در سال ۲۰۲۵ چین به بزرگترین مبدأ سفر خارجی جهان تبدیل شده و هند نیز به جمع بازیگران اصلی این بازار پیوسته است. برآوردها برای سال ۲۰۵۰ نیز نشان میدهد که محور اصلی تقاضای سفر خارجی بیش از گذشته در آسیا متمرکز خواهد شد. این جابهجایی فقط یک تغییر آماری در بازار گردشگری نیست، بلکه برای کشورهایی مانند ایران که با چین و هند روابط سیاسی و اقتصادی مناسبی دارند، میتواند به یک فرصت راهبردی برای جذب گردشگر، ارزآوری و بازتعریف جایگاه در بازار گردشگری منطقه تبدیل شود.
چرا چین در ۲۰۲۵ به بزرگترین مبدأ سفر خارجی جهان تبدیل شد؟
صعود چین به جایگاه نخست در بازار سفرهای خارجی، نتیجه روندی بلندمدت در اقتصاد و جامعه این کشور است. طی چند دهه گذشته، رشد پیوسته اقتصادی، شکلگیری طبقه متوسط گسترده، افزایش درآمد قابلتصرف خانوارها و توسعه زیرساختهای حملونقل، میلیونها شهروند چینی را وارد بازار سفرهای برونمرزی کرده است. سفر خارجی در چین دیگر یک رفتار محدود به طبقات بسیار مرفه نیست، بلکه برای بخش بزرگی از جمعیت شهری به بخشی از الگوی مصرف و سبک زندگی تبدیل شده است.
این جهش، پس از دوران همهگیری نیز متوقف نشد. با بازگشایی مرزها، احیای پروازها و بازگشت تدریجی اعتماد مصرفکنندگان، بازار گردشگری خروجی چین بار دیگر با سرعت قابل توجهی احیا شد. از آنجا که جمعیت چین بسیار بزرگ است، هر تغییر در الگوی مصرف سفر در این کشور، به سرعت در مقیاس جهانی اثر میگذارد. به همین دلیل، چین نه فقط از نظر تعداد مسافر، بلکه از نظر اثرگذاری بر مقاصد گردشگری، خردهفروشی، هتلداری و حملونقل هوایی، یکی از تعیینکنندهترین بازارهای جهان بهشمار میرود.
در کنار این عوامل، نقش فناوری نیز مهم بوده است. توسعه پلتفرمهای رزرو، پرداختهای دیجیتال، خدمات ترجمه و راهنمایی هوشمند، سفر خارجی را برای گردشگران چینی سادهتر و قابل پیشبینیتر کرده است. از سوی دیگر، نسل جوانتر چین سفر را نشانهای از کیفیت زندگی، تجربه فرهنگی و حتی سرمایه اجتماعی میداند. مجموعه این عوامل، جایگاه چین را در سال ۲۰۲۵ به عنوان بزرگترین مبدأ سفر خارجی جهان تثبیت کرده است.
هند چگونه به یکی از قدرتهای اصلی سفر خارجی تبدیل شد؟
در کنار چین، هند مهمترین بازیگر نوظهور در بازار گردشگری خروجی است. رشد اقتصادی این کشور، افزایش جمعیت طبقه متوسط، جوان بودن ساختار جمعیتی و گسترش پیوندهای جهانی، زمینه را برای صعود هند در رتبهبندی مبدأهای سفر خارجی فراهم کرده است. هند در مقایسه با چین هنوز در مرحلهای زودتر از بلوغ بازار قرار دارد، اما همین ویژگی به معنای ظرفیت رشد بالاتر در سالهای آینده است.
بخش مهمی از سفرهای خارجی هندیها به دیدار خویشاوندان، سفرهای کاری، آموزشی، درمانی و مذهبی مربوط میشود، اما سهم سفرهای تفریحی نیز بهطور مداوم در حال افزایش است. با گسترش خطوط هوایی، توسعه فرودگاهها، رشد اقتصاد خدمات و افزایش تمایل نسل جوان به تجربههای بینالمللی، سفر خارجی برای طبقات بیشتری از جامعه هند دستیافتنی شده است. این روند بهویژه در شهرهای بزرگ و میان گروههای حرفهای و تحصیلکرده، با سرعت بیشتری مشاهده میشود.
از منظر راهبردی، هند برای صنعت گردشگری جهانی تنها یک بازار پرجمعیت نیست، بلکه بازاری است که در دهههای آینده نقش آن عمیقتر خواهد شد. هر کشوری که بتواند از اکنون برای شناخت ترجیحات گردشگران هندی، تسهیل دسترسی آنها و طراحی محصول متناسب با نیازشان برنامهریزی کند، در سالهای آینده موقعیت رقابتی بهتری خواهد داشت. این نکته برای ایران نیز اهمیت ویژهای دارد، زیرا نزدیکی جغرافیایی، پیوندهای تاریخی و روابط نسبتاً مناسب سیاسی، میتواند شرایطی متفاوت از برخی رقبا ایجاد کند.
ایران چگونه میتواند از صعود چین و هند به نفع گردشگری خود بهره ببرد؟
برای ایران، این تحول جهانی فقط یک خبر جالب درباره تغییر رتبه کشورها نیست، بلکه میتواند یک فرصت واقعی و قابل برنامهریزی برای بازآرایی صنعت گردشگری باشد. ایران به لحاظ روابط سیاسی و اقتصادی با چین و هند، موقعیتی دارد که در صورت طراحی سیاست درست، میتواند از آن برای جذب بخشی از گردشگران خروجی این دو کشور استفاده کند. این مزیت زمانی مهمتر میشود که بدانیم هر دو کشور در دهههای آینده سهم بیشتری از بازار سفر خارجی جهان را به خود اختصاص خواهند داد.
نخستین مزیت ایران، نزدیکی نسبی جغرافیایی به این دو بازار است. در مقایسه با بسیاری از مقاصد دوردست اروپایی یا آمریکایی، ایران میتواند برای بخشهایی از بازار چین و هند بهعنوان مقصدی نزدیکتر، متفاوتتر و از نظر هزینه بالقوه رقابتیتر تعریف شود. این مزیت بهویژه برای سفرهای کوتاهمدت، تورهای فرهنگی، سفرهای ترکیبی منطقهای و گردشگری سلامت اهمیت دارد.
دومین مزیت، تنوع کمنظیر جاذبههای ایران است. برای گردشگران چینی و هندی که بهدنبال تجربههای فرهنگی، تاریخی و تمدنی متفاوت هستند، ایران میتواند یک مقصد ممتاز باشد. میراث تاریخی چند هزارساله، شهرهای فرهنگی، معماری اسلامی و ایرانی، تنوع اقلیمی، کویر، کوهستان، غذاهای محلی و صنایعدستی، مجموعهای از ظرفیتها را شکل میدهد که در صورت روایتسازی حرفهای، میتواند برای بازارهای آسیایی جذاب باشد. برای نمونه، ایران میتواند خود را برای گردشگر چینی نه فقط بهعنوان یک مقصد تاریخی، بلکه بهعنوان بخشی از روایت جاده ابریشم بازتعریف کند؛ روایتی که برای مخاطب چینی از نظر فرهنگی و هویتی نیز معنادار است.
سومین حوزه مهم، گردشگری سلامت است. ایران در برخی خدمات درمانی و پزشکی، از جمله درمانهای تخصصی، خدمات زیبایی، ناباروری، دندانپزشکی و برخی جراحیها، مزیت نسبی قیمتی دارد. اگر این حوزه با استانداردسازی خدمات، تسهیل ویزا، تبلیغات هدفمند و ایجاد بستههای کامل اقامت و درمان همراه شود، میتواند به یکی از کانالهای مهم جذب گردشگران هندی و حتی بخشی از بازار چین تبدیل شود. بهویژه در شرایطی که بخشی از گردشگران منطقهای بهدنبال مقاصد درمانی مقرونبهصرفهتر هستند، ایران میتواند جایگاه خود را تقویت کند.
چهارمین ظرفیت، استفاده از پیوندهای تجاری و دیپلماتیک برای تقویت گردشگری است. روابط خوب سیاسی بهتنهایی گردشگر تولید نمیکند، اما میتواند بستر تسهیلگری ایجاد کند. برای نمونه، توافقهای هوایی، تسهیل صدور روادید، افزایش پروازهای مستقیم، برگزاری هفتههای فرهنگی، همکاری با آژانسهای بزرگ مسافرتی چین و هند، و تعریف بستههای گردشگری مشترک، از جمله ابزارهایی هستند که میتوانند رابطه سیاسی را به منفعت اقتصادی در گردشگری تبدیل کنند. اگر ایران بتواند در شهرهای مهم چین و هند کمپینهای حرفهای معرفی مقصد راهاندازی کند و همزمان موانع اجرایی سفر به ایران را کاهش دهد، شانس دیدهشدن آن بهطور معناداری افزایش مییابد.
پنجمین موضوع، لزوم انطباق خدمات با نیاز گردشگران چینی و هندی است. بازارهای بزرگ آسیایی صرفاً با داشتن جاذبه تاریخی جذب نمیشوند. آنها به تجربه سفر امن، قابل پیشبینی، راحت و سازگار با سلیقه خود نیاز دارند. این یعنی ایران باید در حوزههایی مانند راهنمای گردشگری به زبان چینی و انگلیسی، زیرساخت پرداخت، منوی غذایی متناسب، تابلوهای چندزبانه، خدمات دیجیتال رزرو، حضور فعال در پلتفرمهای محبوب آسیایی و آموزش نیروی انسانی سرمایهگذاری کند. در غیر این صورت، حتی با وجود مزیتهای جغرافیایی و فرهنگی، رقابت با مقاصدی مانند ترکیه، امارات، تایلند یا مالزی دشوار خواهد بود.
ششمین مسئله، بازاریابی هدفمند و پرهیز از نگاه کلی به بازار آسیاست. چین و هند بازارهایی بسیار بزرگ اما متنوع هستند. گردشگر شهری طبقه متوسط در شانگهای با گردشگر جوان در دهلی یا خانوادهای از بمبئی الگوی رفتاری یکسانی ندارد. بنابراین ایران باید بهجای تبلیغ عمومی و پراکنده، بخشبندی دقیق بازار انجام دهد: گروهی را با محور تمدن و جاده ابریشم هدف بگیرد، گروهی را با بستههای سلامت، گروهی را با گردشگری مذهبی و معنوی، و گروهی را با تورهای تجربهمحور شامل طبیعت، خوراک و زندگی محلی. هرچه این بخشبندی دقیقتر باشد، نرخ تبدیل تبلیغات به سفر واقعی بیشتر خواهد شد.
در کنار همه اینها، ایران باید روی تصویر بینالمللی مقصد نیز کار کند. در بازار گردشگری، ادراک از امنیت، سهولت و مهماننوازی به اندازه خود جاذبهها اهمیت دارد. اگر ایران بتواند تصویر یک مقصد فرهنگی، متفاوت، مقرونبهصرفه و حرفهای را در ذهن گردشگران چینی و هندی بسازد، میتواند از بخشی از موج بزرگ سفر خارجی این دو کشور بهرهمند شود. این کار البته نیازمند هماهنگی میان نهادهای گردشگری، دستگاه دیپلماسی، شرکتهای هواپیمایی، بخش خصوصی و زیرساختهای شهری است.