جلیل جلالی فر-فعال اقتصادی و تجاری: توسعه صادرات غیر نفتی یکی از ضرورتهای اساسی اقتصاد ایران است؛ ضرورتی که در شرایط تحریم، محدودیت های ارزی و دشواری های دسترسی به برخی بازارهای بین المللی، اهمیت دو چندانی پیدا میکند. با این حال، مسئله اساسی این است که چرا با وجود تأکید مکرر مسئولان بر حمایت از صادرات و ضرورت توسعه تجارت خارجی، هنوز تحول متناسبی در عملکرد صادراتی کشور مشاهده نمیشود؟
واقعیت این است که میان شعارهای اعلامی درباره حمایت از صادرات و اقدامات عملی در این حوزه فاصله قابل توجهی وجود دارد. دولت ها در سخنرانی ها و برنامههای خود بر صادرات محوری تأکید می کنند، اما زمانی که به سیاست ها، تصمیمات اجرایی و عملکرد نهادهای مسئول نگاه میکنیم، نشانههای کافی از یک رویکرد منسجم و صادرات محور دیده نمیشود.
یکی از نمونههای مهم در این زمینه، ظرفیتهای تجاری ایران با روسیه و کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیاست. امضای توافق تجارت آزاد میان ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، فرصت ارزشمندی برای توسعه مبادلات تجاری و افزایش صادرات غیرنفتی کشور فراهم کرده است. با این حال، بهره برداری از این فرصت مستلزم اقدامات عملی، برنامه ریزی هدفمند و رفع موانع پیش روی صادر کنندگان است؛ اقداماتی که باید متناسب با ظرفیتهای این توافق دنبال شوند.
مسئله اینجاست که امضای توافقنامه تجاری، بهتنهایی تضمینکننده افزایش صادرات نیست؛برای استفاده از فرصت های موجود، باید بازار هدف به درستی شناسایی شود، اطلاعات تجاری دقیق در اختیار صادرکنندگان قرار گیرد، ارتباط میان تجار ایرانی و طرفهای خارجی توسعه پیدا کند و موانع ورود کالاهای ایرانی به بازارهای هدف کاهش یابد.
در این میان، اتاق بازرگانی بهعنوان یکی از نهادهای مهم بخش خصوصی، وظیفهای اساسی بر عهده دارد. انتظار میرود اتاق بازرگانی با فراهم کردن اطلاعات معتبر درباره بازارهای خارجی، شناسایی فرصتهای تجاری، تسهیل ارتباطات اقتصادی و کمک به رفع موانع صادراتی، زمینه حضور مؤثرتر فعالان اقتصادی ایران در بازارهای بینالمللی را فراهم کند.
با این حال، عملکرد این نهادها باید بر اساس نتایج واقعی و میزان تأثیرگذاری آنها بر توسعه صادرات ارزیابی شود. پرسش اساسی این است که اتاقهای بازرگانی تا چه اندازه توانستهاند مسیر دسترسی صادرکنندگان ایرانی به بازارهای هدف را هموار کنند؟ چه برنامههای مشخصی برای توسعه صادرات به روسیه و کشورهای اوراسیا داشتهاند و دستاوردهای عملی این برنامهها چه بوده است؟
اگر بخش قابلتوجهی از ظرفیتهای مالی، تشکیلاتی و کارشناسی این نهادها صرف فعالیتهای داخلی و رقابتهای مدیریتی شود، طبیعی است که فرصت کافی برای پرداختن به مسائل اساسی تجارت خارجی باقی نماند. بنابراین، ضروری است اولویتهای اتاقهای بازرگانی بازنگری شود و توسعه صادرات، بهویژه در بازارهای دارای ظرفیت بالا، در کانون فعالیتهای آنها قرار گیرد. از سوی دیگر، نمیتوان مسئولیت را صرفاً متوجه اتاق بازرگانی دانست. دستگاههای دولتی و نهادهای نظارتی نیز وظیفه دارند عملکرد مجموعه های مرتبط با توسعه تجارت خارجی را ارزیابی کنند و در صورت مشاهده ضعف یا ناکارآمدی، برای اصلاح شرایط اقدام کنند. نبود نظارت مؤثر و پاسخ گویی شفاف میتواند به تداوم مشکلات و از دست رفتن فرصتهای تجاری منجر شود.
بازار روسیه در این میان اهمیت ویژهای دارد. نزدیکی جغرافیایی، ظرفیتهای اقتصادی دو کشور و فرصتهای ایجادشده در چارچوب توافق تجارت آزاد اوراسیا، زمینه مناسبی برای گسترش همکاریهای تجاری فراهم کرده است. با این حال، بهرهگیری از این ظرفیتها به شناخت دقیق نیازهای بازار، توسعه شبکههای توزیع، آگاهی از مقررات تجاری و ایجاد ارتباط پایدار میان صادرکنندگان و خریداران خارجی نیاز دارد.