تابآوری ملی در حوزه حملونقل یعنی حفظ پایداری زنجیره تأمین کالاهای اساسی حتی در مواجهه با بحرانهایی نظیر جنگ، تحریم یا تغییرات اقلیمی. ایران به دلیل وابستگی به واردات غلات، دانههای روغنی و نهادههای دامی، نیاز حیاتی به حملونقل دریایی کارآمد و پایدار دارد. از این رو امروز شرکتها و کسب و کارهای لجستیکی بیش از هر زمان دیگری باید به دنبال زنجیرههای تابآور باشند؛ شبکههایی که در شرایط بحران از پاندمیهایی نظیر کرونا گرفته تا جنگ که شدیدترین نوع بحران را به زنجیره تأمین تحمیل میکند، بتواند نظم و سرعت جریان توزیع و انتقال را در خدمت نیازهای اساسی مردم حفظ کرده و استمرار بخشد.
ازجمله چالشهای پیشرو میتوان به تحریمهای بیمهای و بانکی، فرسودگی ناوگان و بهرهوری پایین، وابستگی به مسیرهای ناامن مانند خلیجفارس، تمرکز واردات از چند کشور خاص و نوسانات اقلیمی و بازار جهانی غذا اشاره کرد.
البته در این مسیر فرصتهایی مانند مزیت جغرافیایی ایران با دسترسی به سه دریا، سرمایهگذاری در نوسازی ناوگان ملی، همکاریهای منطقهای با روسیه، هند و آسیای میانه، توسعه بنادر استراتژیک چون چابهار و شهید رجایی و دیپلماسی غذایی و انرژی از طریق قراردادهای پایاپای برای کشورمان وجود دارد.بنابراین تابآوری لجستیکی و غذایی برای ایران نهتنها یک ضرورت راهبردی است، بلکه یک فرصت تاریخی برای کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای بینالمللی نیز به شمار میرود. با تقویت زیرساختها، نوسازی ناوگان و دیپلماسی فعال، میتوان ایران را به کشوری مقاوم در برابر بحرانهای آینده تبدیل کرد.
مرزهای زمینی ایران با کشورهای همسایه میتوانند یکی از مهمترین عناصر شبکه تابآوری باشند. اما برای تحقق این نقش، مرز نباید تنها محل کنترل و عبور کامیون تلقی شود.توسعه پایانههای مرزی هوشمند، انبارهای منطقهای، مراکز تجمیع و تفکیک کالا، خدمات گمرکی دیجیتال و اتصال مستقیم مرزها به شبکه ریلی و جادهای میتواند آنها را به قطب های فعال لجستیکی تبدیل کند.
در این مدل، در صورت ایجاد اختلال در یک مرز، بخشی از جریان کالا میتواند به مرز دیگر منتقل شود؛ بدون آنکه کل زنجیره تأمین دچار توقف شود. صنعت لجستیک تلاش کرد در نقشه فرصتهای جدید لجستیکی، گرههای ارتباطی برای پایداری لجستیک را ایجاد یا محکم کند. لجستیک امروز به عنوان یکی از حیاتیترین زیرساختهای کشور، دیگر تنها نمیتواند به مزیتهایی چون موقعیت کریدورهای ترانزیتی یا بازارهای سنتی و منطقهای اکتفا کند، در این مسیر ایفای نقش جدید در معماری صنعت لجستیک جهان، تعیینکننده خواهد بود.
زیرساخت بهتنهایی شبکه تابآور ایجاد نمیکند. شرکتهای حملونقل بینالمللی و اپراتورها و شرکتهای مدیریت لجستیکی باید بتوانند در زمان بحران، سریعترین مسیر جایگزین را شناسایی و اجرا کنند؛ به عبارتی اکنون معماران لجستیکی در حوزه طراحی مسیرهای حمل و تدوین شیوه های جایگزین را میطلبد.
این موضوع مستلزم شکلگیری شبکهای از شرکتهای حملونقل دریایی، ریلی، جادهای و ترکیبی است که به جای فعالیت جزیرهای، امکان همکاری و تبادل ظرفیت داشته باشند.