سمیه خسروی جامعهشناس و تحلیلگر اجتماعی در بخش نخست گفتوگو با «اخبار صنعت» در خصوص بن مایهیِ آموزههای بسیار مهمی که از آن به عنوان “هنرِ امیدبخشی”می توان یاد کرد به اهمیت توجه والدین به امید افزایی در خانواده، جامعه و اثرات آن افزود و گفت: بی تردید بدونِ سوختِ امید، حتی بهترین مهارتها نیز در مسیرِ شکوفایی به کار نخواهند آمد. ما والدین گاهی فراموش میکنیم که فرزندانمان، به ویژه در سنین نوجوانی، در حال ساختنِ «بنایِ شخصیت» و «سیستمِ باورهای» خود هستند. در این میان، ما نه فقط با کلمات، بلکه با «حالتهای درونی» (Internal States) و انرژیهایی که آگاهانه یا ناآگاهانه از خود ساطع میکنیم، معمارانِ این بنا هستیم که از آنجمله میتوانبه پالسِ منفی؛ ویروسِ پنهان در ناخودآگاه اشاره کرد.
وی در این باره توضیح بیشتری داد و گفت: در دنیایِ پرچالشِ امروز، نگرانی برای آیندهی فرزندان امری طبیعی است. اما تفاوتِ ظریفی بین «نگرانیِ سازنده» و «انتشارِ پالسِ منفی» وجود دارد. وقتی والدینی با لحنی آکنده از ناامیدی، ترس از تورم، بیاعتمادی به سیستم یا ترس از آینده سخن میگویند، در واقع «پیامِ بینتیجه بودنِ تلاش» را به نوجوانِ خود مخابره میکنند. در رویکردِ NLP، ما معتقدیم که «حالتِ درونیِ فرد» بر کلِ رفتارِ او اثر میگذارد. وقتی نوجوانی از والدینش پالسهای منفی دریافت میکند، ناخودآگاه این باور در او شکل میگیرد که: «تلاش کردن برای بهتر شدنِ شرایط، بیهوده است؛ چون دنیا جایِ امن و قابلِ تغییری نیست.» این یعنی ما عملاً موتورِ انگیزهی او را برای حرکت و رشدخاموش کردهایم.
خسروی در خصوص اهمیت تزریق امید؛ به عنوان یک «استراتژی»، نه یک شعار نیز گفت: بسیاری «امید» را به معنای «خوشخیالی» یا نادیده گرفتنِ واقعیتها میدانند. اما در «طراحی زندگی» (Life Design)، امید یک «استراتژیِ فعال» است. امیدوار بودن یعنی ایمان داشتن به این که: «من با وجودِ محدودیتها، عاملیت دارم و میتوانم مسیرِ متفاوتی را برای خودم طراحی کنم.» نوجوانِ امیدوار، «چالشها» را نه به عنوان «دیوارهایی بلند»، بلکه به عنوان «فرصتهایی برای حلمسئله» میبیند. وظیفهی ما به عنوان والدینِ کوچ (Coach)، این است که این نگاه را در او تقویت کنیم. برای القای امید، لازم نیست واقعیتهای تلخ را انکار کنیم؛ کافیست تمرکز را از «آنچه نمیتوان تغییر داد» به «آنچه میتوان خلق کرد» ببریم.
استاد جامعه شناسی در پاسخ به این پرسش که به جای پالسِ منفی، چگونه میتوانیم«امید» تزریق کنیم، گفت: اگر میخواهید در خانه، جریانِ امید و سازندگی جاری باشد، این سه گامِ عملیاتی را تمرین کنید:
مدیریتِ «حالتِ درونی» پیش از گفتوگو: پیش از آنکه با فرزندتان دربارهی مسائلِ مهم صحبت کنید،لحظهای مکث کنید. آیا خودتان در حالتِ اضطراب هستید یا آرامش؟ یادتان باشد که «اضطرابِ سرایتکننده است». ابتدا باید منبعِ امید در وجودِ خودتان را فعال کنید تا بتوانید آن را به نوجوان منتقل کنید.
جایگزینیِ «زبانِ فاجعهساز» با «زبانِ تحلیلگر»: به جای جملاتی مثل «دیگر امیدی به آینده نیست» یا «این مملکت درست نمیشود»، از جملاتِ پرسشی استفاده کنید: «چطور میتوانیم با وجودِ این شرایط، راهکارِ جدیدی پیدا کنیم؟» یا «فکر میکنی چه مهارتی میتواند به تو کمک کند تا در این شرایط، مستقل عمل کنی؟»
تغییرِ تمرکز (Reframing): نوجوانان تشنهی «احساسِ توانمندی» هستند. هر گاه نوجوانتان از ترسهایش گفت، به جایِ تأییدِ ترس (پالسِ منفی)، به «توانمندیهای گذشتهی او» اشاره کنید. به او یادآوری کنید که چطور در موقعیتهای قبلی، با تکیه بر توانِ خود، از پسِ مشکلات برآمده است.
وی در سخن پایانی خاطرنشان کرد: فرزندانِ ما نیازمندِ والدینی نیستند که دردهایِ جهان را برایشان لیست کنند؛ آنها نیازمندِ پناهگاهی هستند که در آن «ایمان به توانستن» زنده بماند. وقتی شما در فضایِ خانواده، امید را نه به عنوان یک شعارِ توخالی، بلکه به عنوان یک «نگرشِ فعال به زندگی» جاری میکنید، نوجوانتان یاد میگیرد که در طوفانهایِ آینده، نه «تسلیم» شود و نه «ناامید»؛ بلکه «طراحِ» زندگیِ خویش باقی بماند. بیایید با هر کلام، با هر نگاه و با هر پالسِ درونی، به فرزندانمان بگوییم: «هنوز هم میتوان مسیر را ساخت، اگر تو بخواهی.».