مشورت با وکیل پیش از امضای قرارداد، از آن کارهایی است که همیشه به نظر میرسد «بعداً وقتش میرسد» یا «هزینه اضافهای است که لازم نیست». اما واقعیت این است که هزینه یک مشاوره حقوقی، در مقایسه با هزینهای که یک قرارداد بد میتواند روی دستمان بگذارد، معمولاً چیزی نیست.
بگذارید چند مثال ساده بزنیم. در معاملات ملک، خیلی از مردم فقط به قیمت و متراژ توجه میکنند، اما نکاتی مثل وضعیت سند، بدهیهای احتمالی ملک، یا شرایط فسخ قرارداد است که بعداً دردسرساز میشود. در قراردادهای کاری، بندهای مربوط به عدم رقابت یا مالکیت فکری است که خیلی وقتها کارمند اصلاً متوجه معنای واقعیشان نمیشود تا روزی که بخواهد شغلش را عوض کند. در قراردادهای شراکت تجاری هم، نبود توافق روشن درباره نحوه خروج از شراکت یا تقسیم سود، بذر خیلی از دعواهای بعدی است.
نکته مهم این است که وکیل فقط برای زمانی که دعوا شده بهکار نمیآید؛ نقش اصلیاش پیشگیری است. یک وکیل خوب، قرارداد را طوری میخواند که ببیند کدام بند به ضرر شماست، کدام تعهد نامعلوم است، و کجای متن جایی برای سوءاستفاده طرف مقابل باز گذاشته. این کار شاید یک یا دو ساعت وقت بگیرد، ولی میتواند از ماهها دادگاه و هزینههای سنگین بعدی جلوگیری کند.
یک باور غلط رایج هم این است که «قرارداد که آماده و چاپی است، پس حتماً استاندارد و بیخطر است». قراردادهای از پیش نوشتهشده، خصوصاً وقتی از طرف شرکتها یا کارفرمایان تنظیم میشوند، معمولاً به نفع همان طرفی نوشته شدهاند که آن را تهیه کرده. امضا کردن بدون خواندن دقیق، یا خواندن بدون فهم حقوقی درست، یعنی پذیرفتن ریسکی که حتی از وجودش خبر نداریم.
توصیه عملی برای هر کسی که قرار است قراردادی مهم امضا کند این است: پیش از امضا، حتی اگر شده یک بار، متن را برای یک وکیل بفرستید. اگر قرارداد پیچیده است یا ارزش مالی بالایی دارد، بهتر است در جلسه مذاکره هم وکیل حضور داشته باشد، نه فقط برای بازبینی نهایی. و اگر طرف مقابل عجله دارد که «همین الان امضا کنید»، همین عجله خودش میتواند یک زنگ خطر باشد.در نهایت، قرارداد فقط یک کاغذ نیست؛ نقشهای است برای آنچه قرار است بین دو طرف اتفاق بیفتد. وقتی این نقشه از اول درست خوانده و فهمیده شود، احتمال گم شدن در راه، خیلی کمتر میشود.