معدن ایران میتواند یکی از مهمترین پیشرانهای خروج اقتصاد از وابستگی به نفت باشد؛ اما میان برخورداری از ذخایر غنی و تبدیل این ثروت طبیعی به رفاه عمومی، فاصلهای وجود دارد که تنها با سرمایهگذاری، فناوری، مدیریت کارآمد و سیاستگذاری باثبات پر میشود. مسئله امروز معدن ایران، صرفاً کشف ذخایر جدید یا افزایش حجم استخراج نیست؛ مسئله اصلی این است که چگونه میتوان از منابع زیرزمینی، ارزش افزوده، اشتغال پایدار و درآمد ارزی بیشتری ایجاد کرد.
در شرایطی که اقتصاد کشور با محدودیتهای سرمایهگذاری، ناترازی انرژی و دشواریهای تجارت خارجی مواجه است، معدن میتواند بخشی از راهحل باشد؛ مشروط بر آنکه توسعه آن از نگاه سنتیِ استخراج و فروش مواد خام فراتر برود. فروش سنگآهن، مس و سایر مواد معدنی با حداقل فرآوری، به معنای واگذاری بخشی از فرصتهای اشتغال، فناوری و سودآوری به حلقههای بعدی زنجیره تولید است. البته فرآوری بیشتر نیز زمانی توجیه دارد که هزینه انرژی، آب، حملونقل و سرمایهگذاری با درآمد حاصل از محصول نهایی تناسب داشته باشد.
نخستین مانع توسعه معدن، ناترازی زیرساختهاست. معدن و صنایع معدنی به انرژی پایدار، ماشینآلات مناسب، خطوط ریلی و جادهای کارآمد و دسترسی قابل پیشبینی به بازار نیاز دارند. نمیتوان از یکسو تولیدکننده را به افزایش ظرفیت تشویق کرد و از سوی دیگر، برق و گاز موردنیاز او را در فصلهای اوج مصرف محدود ساخت. راهکار، برنامهای هماهنگ برای تأمین انرژی، بهینهسازی مصرف، نوسازی تجهیزات و توسعه زیرساختهای حملونقل است؛ برنامهای که مسئولیت هر دستگاه و منابع مالی آن مشخص باشد.
دومین مسئله، نااطمینانی در محیط سرمایهگذاری است. پروژه معدنی معمولاً به سرمایهگذاری سنگین و دوره بازگشت طولانی نیاز دارد. تغییرات پیشبینیناپذیر مقررات، عوارض صادراتی، حقوق دولتی و ضوابط ارزی، محاسبات اقتصادی سرمایهگذار را مختل میکند. اگر دولت خواهان ورود سرمایه به این بخش است، باید قواعد روشن و باثباتی تدوین کند، مجوزها را شفاف سازد و از تصمیمهای ناگهانی که توجیه اقتصادی پروژهها را تغییر میدهند، بپرهیزد.
سومین فرصت، توسعه زنجیره ارزش و بهرهگیری از فناوری است. بازار جهانی بهواسطه توسعه شبکههای برق، زیرساختهای انرژی و فناوریهای نوین، به برخی فلزات و مواد معدنی نیاز بیشتری پیدا میکند. ایران میتواند با تکیه بر ظرفیتهای خود در مس، سنگآهن، فولاد و دیگر مواد معدنی، جایگاه اقتصادی خود را تقویت کند؛ اما بهرهبرداری از این فرصت به اکتشاف علمی، ارتقای بهرهوری، فرآوری اقتصادی و شناخت دقیق بازارهای هدف وابسته است. فناوریهای دیجیتال، هوش مصنوعی و تحلیل داده نیز میتوانند به شناسایی ذخایر، کاهش هزینه استخراج و افزایش ایمنی کمک کنند.
در این میان، نباید معادن کوچک و متوسط را نادیده گرفت. همه معادن توان تأمین مستقل تجهیزات، آزمایشگاه، زیرساخت حملونقل و فناوریهای پیشرفته را ندارند. ایجاد مراکز مشترک فرآوری و خدمات فنی، تسهیل دسترسی به تأمین مالی و اتصال تولیدکنندگان کوچک به بازارهای داخلی و خارجی میتواند بهرهوری این بخش را افزایش دهد. حمایت از معدنکاری کوچک، اگر بر پایه ارزیابی اقتصادی و رعایت استانداردهای زیستمحیطی باشد، به توزیع متوازنتر فرصتهای اشتغال در مناطق مختلف کشور کمک میکند.