رحمان سعادت
دادههای رسمی و لمس واقعی قیمت کالاها و خدمات در کف جامعه حاکی از آن است که وضعیت معیشت خانوار نهتنها خوب و رضایت بخش نیست، بلکه سقوط طبقه مرفه به دام فقر و تضعیف معیشت اکثر مردم نشان می دهد سیاست های اقتصادی و مسائل سیاست خارجی نتوانسته اند مشکلات و معضلات اقتصادی را حل کنند.
تورم رو به افزایشی که هر روز تجربه و لمس می کنیم؛ هزینه زندگی را به سرعت نور افزایش داده است در حالی که حقوق و دستمزد کمترین نسبتی با نرخ تورم هایی که مدام رکورد می زند ندارد.
با اینکه يکی از اصلی ترین شعارهای همیشگی انتخابات در ایران و وعده دولت های مختلف تاکید بر کاهش نرخ تورم بوده است اما ارقام منتشر شده در خصوص نرخ تورم نقطه به نقطه تیر ۱۴۰۵ که مورد تایید مرکز آمار ایران با ۸۷.۹درصد است حاکی از عدم موفقیت دولتها و دولتکنونی درکاهش یا ثبات نرخ تورم است.
متأسفانه رو به رشد تورم و عدمافزایش حقوق و دستمزد فشار مضاعفی بر نیروی کار وارد کرده است. آمارهای مرتبط با شاخص فلاکت نشان دهنده رسیدنبه خط امیدواری به پر شدن سبد معیشت خانوار است چرا که افزایش بیکاری یا بیکارماندگان در خانه و رکورد زدن های روزانه نرخ تورم ديگر جایی یا امکانی برای تامین نیازهای خانوار و پر شدن سبد معیشت و سفره باقی نمی گذارد.
دولتمردان باید متوجه این موضوع بسیار مهمباشند که تورماقلام ضروری که مشمول گروه خوراکیها و آشامیدنیها می شود که متاسفانه بسیار بالا ارزیابی شده موضوع ساده ایی نیست که بتوان به سهولت از آن گذشت، هر چند هزینه سبد درمان و اجاره بها نیز بهعنوان هزینههای کمرشکن و مرد افکن باید بدان افزوده شود.
به بیان دیگر، امروز بیش از هر زمانی نیازمند بازنگری در سیاست های اقتصادی هستیم، سیاست هایی که زندگی را بر مردم گران و عرصه تأمین معاش و امید به آینده را از آنها گرفته است.
بی تردید انتظار می رود عقلای اقتصادی به این موضوع ورود کنند و مکانیسم های اثرگذار در کاهش نرخ تورم یا ثبات نرخ تورم یا با افزایش رقم کالابرگ را فعال کنند تا مردم به از دست نرفتن اندک قدرت خرید خود امیدوار باشند در غیر این صورت با چالشهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی رو به رو خواهیمشد.