قالیباف با تمسخر شعار ترامپ: آمریکا را دوباره گرسنه میکنیم!
رئیس مجلس شورای اسلامی خطاب به ترامپ نوشت: نمیتوانی شکستهای خودت در مقابل ایران را با دروغ، جبران کنی!دونالد ترامپ نسخهای تقطیعشده و جعلی از سخنان دکتر قالیباف را در پلتفرم خود بازنشر کرد.
در پاسخ به این عملیات روانی، رئیس مجلس شورای اسلامی با تمسخر شعار انتخاباتی ترامپ در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: آمریکا را دوباره گرسنه میکنیم! (Make America Hungry Again) و با انتشار تصویری، آمارهایی را بر اساس گزارشهای رسمی نهادهای بینالمللی و معتبر آمریکایی از گرسنگی مردم آمریکا منتشر کرد و بحران واقعی جامعه آمریکا را به نمایش گذاشت:
۴۷ میلیون نفر درگیر گرسنگی و ناامنی غذایی در سراسر آمریکا.
از هر ۸ شهروند آمریکایی، ۱ نفر شبها با سفره خالی سر بر بالین میگذارد.
۱۶ میلیون کودک آمریکایی قربانی فقر سازمانیافته و بحران معیشت شدهاند و در تمام شهرهای آمریکا گرسنگی یک مسئله است.
قالیباف در بخشی از این تصویر خطاب به ترامپ نوشت این عددها مثل بلوفها و فیکنیوزهای تو جعلی نیستند و تو نمیتوانی شکستهای خودت در مقابل ایران را با دروغ، جبران کنی!
آیا سهم برابر بنزین عدالت انرژی است؟
ادامه از صفحه اول
یکی از مشکلات مهم صندوق توسعه ملی، میزان استقلال آن از دولت بوده است. از سوی دیگر، تأسیس صندوق توسعه ملی تقریباً همزمان با آغاز دورهای بود که تحریمهای نفتی و مالی علیه ایران به تدریج تشدید شد. کاهش صادرات نفت و کاهش درآمدهای ارزی نیز عملاً منابعی را که قرار بود وارد صندوق شود، محدود کرد.
به همین دلیل، امروز نمیتوان صرفاً گفت که یک صندوق جدید ایجاد کنیم و ثروت انرژی را میان مردم توزیع کنیم. مسئله فقط ایجاد صندوق نیست؛ مسئله مهمتر، نحوه مالکیت، استقلال، حاکمیت و حفاظت از دارایی صندوق در برابر تصمیمات کوتاهمدت سیاسی است.
از این منظر، ایده اختصاص سهم برابر بنزین به هر ایرانی نیز نمیتواند جایگزین مناسبی برای توزیع ثروت انرژی باشد. زیرا در اینجا به جای ایجاد یک دارایی برای مردم، دوباره در حال توزیع یک جریان مصرف هستیم. اگر قرار بر تقسیم جریان مصرف باشد، ممکن است به جای آنکه درباره مالکیت و توزیع ثروت ملی صحبت کنیم، وارد نظام گستردهای از توزیع سهمیهای کالاها و خدمات شویم. این به نظر من مسیر مناسبی نیست.
مسئله اساسی این است که چگونه میتوان بخشی از ثروت انرژی کشور را به یک دارایی واقعی، پایدار و قابل حفاظت برای مردم و نسلهای آینده تبدیل کرد.
در واقع، شاید لازم باشد در بحث انرژی، یک گام مفهومی به عقب برگردیم و قبل از بحث درباره قیمت بنزین، سهمیه بنزین و نحوه توزیع آن، درباره مالکیت ثروت انرژی صحبت کنیم.
اگر قرار است اصلاح قیمت انرژی انجام شود، مردم نباید فقط پرداختکننده هزینه اصلاحات باشند، بلکه باید بتوانند در بخشی از منافع حاصل از اصلاح، افزایش بهرهوری، سرمایهگذاری و توسعه ظرفیت انرژی نیز شریک باشند. به همین دلیل، به نظر میرسد مسئله اصلی در ایران صرفاً این نیست که «بنزین را چگونه میان مردم تقسیم کنیم؟»مسئله مهمتر این است که چگونه میتوانیم رابطه مردم با ثروت انرژی کشور را از رابطه یک مصرفکننده با یک سهمیه، به رابطه یک شهروند با یک دارایی تبدیل کنیم؟