مصرف بی رویه انرژی باعث آلودگی هوا و آثار زیان بار دیگری می شود که بر کسی پوشیده نیست و حل این مشکل بدون همراهی و مشارکت تمام افراد جامعه امری غیر ممکن می باشد. رانندگان می توانند با رعایت الگوی صحیح رانندگی، توجه به قوانین رفت و آمد در شهرهای بزرگ، رسیدگی و نگهداری خودرو و رعایت اصل مدیریت مصرف سوخت، ضمن کاهش آلودگی محیط زیست و مشارکت در بهبود ترافیک، از خرابی زودهنگام خودرو جلوگیری نموده و هزینه مصرف سوخت را نیز کاهش دهند.
افزایش قیمت جهانی سوخت، وجود خودروهای فرسوده، عدم گسترش مناسب شیوه های حمل و نقل عمومی باعث تحمیل هزینه های سنگین انرژی در بخش حمل و نقل به کشور شده است. مدیریت مصرف سوخت در بخش حمل و نقل، همکاری همه افراد جامعه را می طلبد. با اعمال راهکارهای ساده و مناسب می توانیم در کاهش مصرف سوخت خودروها سهیم باشیم.
آمارهای موجود حاکی از این است که شدت مصرف انرژی در ایران بسیار بالا بوده و همین مساله باعث شده که افزایش ظرفیت تولید هم نتواند ناترازی انرژی در کشور را برطرف کند. اینکه شدت مصرف انرژی در کشور ما تا این اندازه افزایش یافته، چه دلیلی داشته است؟
دلیل اصلی عدم سرمایه گذاری در طرحهای مربوط به بهینه سازی است. حال آنکه از نظر تکنولوژی و نیروی مهندسی و نیروی کار امکانات خوبی داریم. ایران سومین تولیدکننده گاز طبیعی و دوازدهمین تولیدکننده برق در جهان است، اما این ظرفیت بالا نهتنها منجر به صادرات پایدار نشده بلکه در داخل کشور هم بخشی از این منابع انرژی هدر رفته و شدت مصرف انرژی در ایران یکی از بالاترینها در جهان است که همچنان روند افزایشی دارد و به زبان سادهتر یعنی ما برای تولید هر دلار از تولید ناخالص داخلی چند برابر میانگین جهانی انرژی مصرف میکنیم و این یک فاجعه است.
همگی به خوبی میدانیم که قیمت واقعی سوختی همچون بنزین لیتری 70 الی 80 هزار تومان است. اما مساله اینجاست که بهای انرژی باید هضم پذیر بوده و مردم امکان خرید داشته باشند.
سوال اینجاست که آیا مردم توان پرداخت 70 الی 80 هزار تومان برای یک لیتر بنزین را دارند؟ اقتصاددانها بر این باورند که چنین قدرت مالی در مردم وجود ندارد. اما اینکه تا چه اندازه امکان رشد قیمت حاملهای انرژی هم وجود دارد را هم باید اقتصاد دانها پاسخ گو باشند.
ولی به طور قطع قیمتهای فعلی، قیمت پایداری نبوده و نیست و این قیمتها نمیتواند دوام زیادی داشته باشد؛ این یک واقعیت اقتصادی است. بدون شک بهرهوری زمانی معنی دارد که یک کالا برای مصرفکننده ارزش داشته باشد. وقتی در زمستان ۸۰ درصد گاز کشور در بخش خانگی مصرف میشود و قیمت آن در عمل نزدیک به صفر است، چگونه میتوان از مردم توقع داشت مصرف خود را اصلاح کنند؟ مردم حتی نمیدانند ماهانه چقدر برای گاز پرداخت میکنند. وقتی پیام قیمت این است که انرژی بیارزش است، درخواست بهینهسازی تبدیل به حرفی بیمعنا میشود.