توسعه خودروهای دوگانهسوز با بهرهگیری از ظرفیت گاز طبیعی، میتواند فشار تقاضا بر پالایشگاهها را کاهش داده و امنیت انرژی کشور را تضمین کند.
ناترازی تولید و مصرف بنزین در سالهای اخیر به یکی از چالشهای ساختاری اقتصاد انرژی ایران تبدیل شده است. در حالی که توسعه خودروهای برقی به عنوان راهکار بلندمدت مطرح است، توسعه سبد سوخت با محوریت خودروهای دوگانهسوز (CNG)، به عنوان تنها راهکار میانمدت و عملیاتی برای مدیریت بحران سوخت و کاهش فشار بر پالایشگاهها، ضرورتی انکارناپذیر است.
بررسی آمارهای منتشر شده از سوی وزارت نفت و سازمان مدیریت و برنامهریزی نشان میدهد که شکاف میان ظرفیت تولید بنزین در پالایشگاههای کشور و میزان مصرف واقعی، به شکلی نگرانکننده در حال افزایش است. با توجه به رشد جمعیت و افزایش نرخ مالکیت خودرو، تقاضا برای بنزین با شیب تندتری نسبت به ظرفیتهای توسعهای پالایشگاهها رشد میکند. این ناترازی، کشور را در دو مسیر قرار میدهد: یا باید سرمایهگذاریهای سنگین و زمانبر برای توسعه واحدهای هیدروژنسازی و تولید بنزین انجام دهد، یا از طریق مدیریت تقاضا، فشار را از روی شبکه سوخت بردارد.در این میان، خودروهای دوگانهسوز به عنوان یک «ضربهگیر اقتصادی» عمل میکنند. با توجه به اینکه ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گاز طبیعی در جهان است، استفاده از این سوخت برای بخش حملونقل، در واقع تبدیل یک کالای مازاد (گاز) به یک کالای با ارزش افزوده بالا (کاهش نیاز به بنزین) است.محمدحسین فریدونی، کارشناس ارشد اقتصاد انرژی در این باره میگوید: ما در یک تضاد استراتژیک قرار داریم؛ ذخایر گاز ما رو به افزایش است اما در بخش سوخت مایع با کمبود مواجه هستیم. خودروهای دوگانهسوز پل ارتباطی میان این دو بخش هستند. اگر بتوانیم با افزایش ۱۰ درصدی سهم گاز در سبد سوخت، بتوانیم از واردات یا هزینههای گزاف ناشی از ناترازی بنزین جلوگیری کنیم، عملاً شاهد یک صرفهجویی میلیاردی در بودجه دولت خواهیم بود. مشکل ما کمبود سوخت نیست، بلکه عدم توازن در ترکیب سوخت مصرفی است.وی تأکید میکند که برخلاف خودروهای برقی که نیازمند بازنگری کامل در شبکه توزیع برق و زیرساختهای شارژ هستند، زیرساختهای گازرسانی و ایستگاههای CNG در ایران با سطح بسیار مناسبی از پوشش جغرافیایی برخوردارند و تنها نیاز به بهینهسازی ظرفیتهای موجود دارند.
از منظر کلان، هزینه تولید هر لیتر بنزین در محاسبات دولتی، بسیار بالاتر از قیمت مصرفی آن است. این اختلاف قیمت، ناترازی را از یک مشکل فنی به یک بحران مالی تبدیل میکند. در مقابل، هزینه تامین گاز طبیعی فشرده برای بخش سوخت، به دلیل وفور منابع، بسیار پایینتر است. بنابراین، هر خودرویی که از بنزین به سمت گاز تغییر سوخت میدهد، در واقع به کاهش هزینههای مستقیم و غیرمستقیم دولت کمک میکند.همچنین سید احمد میرحسینی، تحلیلگر بازارهای انرژی، معتقد است که این موضوع باید از نگاه «هزینه-فایده» بررسی شود: «بسیاری از سیاستگذاران تنها به هزینه اولیه تبدیل خودرو یا تجهیز ایستگاهها نگاه میکنند، اما از بخش بزرگتر یعنی “صرفهجویی در ناترازی” غافل هستند. اگر دولت بخشی از بودجهای که صرف مدیریت ناترازی بنزین میشود را به صورت تسهیلات بانکی با نرخ بهره پایین به شهروندان برای دوگانهسوز کردن خودروها اختصاص دهد، این سرمایه در کوتاهترین زمان ممکن از طریق کاهش نیاز به تولید بنزین به خزانه باز میگردد.میرحسینی با اشاره به چالشهای فنی میافزاید: «یکی از نقاط ضعف فعلی، عدم اعتماد به کیفیت سیستمهای نصب شده در مراکز غیرمجاز است. برای عبور از این مرحله، باید صنعت تولید قطعات تبدیل گاز به صورت کارخانهای و استاندارد توسعه یابد.