تامین پایدار انرژی در زمستان نیازمند یک استراتژی جامع و متقابل است. از یک سو، صنایع و پتروشیمیها باید سرمایهگذاری در پروژههای بهینهسازی و کاهش شدت مصرف انرژی را در اولویت قرار دهند؛ اما این امر مشروط بر آن است که سیاستگذار با ثبات بخشیدن به فرمول قیمتگذاری خوراک، اجازه دهد منافع حاصل از صرفهجویی به خود بنگاه برسد.
از سوی دیگر، در بخش خانگی نمیتوان صرفاً به توصیههای اخلاقی برای صرفهجویی بسنده کرد. تفاوت قائل شدن میان مصرف ضروری خانوار و مصارف نجومی اقشار پرمصرف، نیازمند ابزارهای قیمتی و حمایت از ارتقای بهرهوری ساختمانهاست.
ارزیابی کارنامه یکساله اصلاح نظام تعرفهگذاری گاز نشان میدهد که سیاستهای قیمتی بهتنهایی قادر به مهار جهش مصرف در بخش خانگی نبودهاند. اجرای الگوی جدید چهار پلهای محاسبه تعرفه گاز از مهرماه سال گذشته که با هدف افزایش قیمت برای مصارف نامتعارف و مشترکان پرمصرف کلید خورد، در زمستان توانست مصرف خانگی را ۵.۸ تا ۶ درصد کاهش دهد که در بزنگاه افت فشار به پایداری مقطعی شبکه کمک کرد، اما فاصله چشمگیری با ارقام هدفگذاریشده برای مدیریت ناترازی دارد. ریشه ناکارآمدی نسبی این ابزارهای قیمتی را باید در غفلت ساختاری از مولفههای فنی و غیراقتصادی در حوزه بهینهسازی جستوجو کرد. آهنگ شتابان رشد مصرف گاز در کشور، محصول فقدان سازوکارهای یکپارچه در نوسازی تجهیزات گرمایشی است. مادامی که استانداردسازی موتورخانهها، جایگزینی بخاریهای فرسوده با تجهیزات کممصرف و ارتقای راندمان حرارتی در بخش ساختمان به عنوان یک الزام فنی پیگیری نشود، تغییر تعرفه دستاورد چشمگیری نخواهد داشت.
واقعیت این است که موازنه انرژی کشور در آستانه زمستان با چالشهای بیسابقهای روبهرو است. حتی در صورت عدم وقوع شوکهای سیاسی و امنیتی جدید، برآورد کسری روزانه ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب گاز در اوج سرما، دولت را ناگزیر به اتخاذ تدابیر اضطراری و کمسابقهای برای مدیریت بحران خواهد کرد. ممکن است تصمیمات مدیریت مصرف گاز این بار فراتر از بخش صنعت باشد و تا لبه بخش خانگی نیز کشیده شود.
توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه نیروگاههای خورشیدی، میتواند در تامین برق و کاهش فشار بر شبکه موثر باشد. بخش قابل توجهی از گاز کشور در نیروگاهها مصرف میشود و این نیروگاهها نیز برق مورد نیاز بخشهای مختلف، از جمله خانوارها و صنایع را تامین میکنند. بنابراین، هر میزان که بتوان بخشی از تولید برق را از طریق منابع تجدیدپذیر تامین کرد، امکان کاهش فشار بر شبکه انرژی فراهم میشود.
تامین وسایل گرمایشی جایگزین نظیر بخاریهای برقی و نفتسوز در مناطق روستایی و دورافتاده تا قطع گاز ویلاها و واحدهای خالی از سکنه از جمله راهکارهایی است که می توان اجرایی کرد که البته اجرای آن به اطلاعرسانی شفاف به مشترکان برای آمادگی در برابر نوسانات شبکه نیاز دارد.
با وجود تلاش ها برای تامین بخشی از گاز مورد نیاز کشور به صورت واردات، در سطح داخلی نیز بازبینی سیاستهای مصرفی اجتنابناپذیر است.