ایران بهعنوان دارنده دومین ذخایر بزرگ گاز جهان، امروز با بحرانی ساختاری در تامین نیازمندیهای داخلی مواجه است. بر اساس آخرین برآوردهای رسمی، فاصله میان تولید و مصرف گاز در روزهای اوج سرما به دهها میلیون مترمکعب در روز میرسد؛ شکافی که در سالهای اخیر نهتنها برطرف نشده، بلکه با افزایش مصرف و محدودیت رشد تولید، به یکی از مهمترین گلوگاههای اقتصاد ایران تبدیل شده است.ناترازی گاز در آستانه زمستان، دیگر صرفاً مسئله تأمین گاز بخش خانگی نیست و با توجه به وابستگی نیروگاهها و صنایع به این حامل انرژی، میتواند به بخش برق و تولید نیز سرایت کند. افزایش ناترازی از حدود ۴۵ میلیارد متر مکعب پیش از جنگ به حدود ۱۰۰ میلیارد متر مکعب، کاهش تولید سالانه از ۲۹۷ به ۲۴۲ میلیارد متر مکعب و از دست رفتن بخشی از ظرفیت تولید، عمق چالش موجود را نشان میدهد. در چنین شرایطی، مدیریت زمستان تنها با افزایش عرضه امکانپذیر نیست و همزمان باید کاهش مصرف و اتلاف انرژی، اصلاح تجهیزات، بهینهسازی ساختمانها و مشارکت بخش خصوصی دنبال شود.
یکی از آسیبپذیرترین وجوه ناترازی گاز در ایران، عدم تعادل شدید میان مصرف بخش خانگی و بخش تولید در طول سال است. آمارها نشان میدهند که در طول ماههای گرم و معتدل، متوسط مصرف بخش خانگی حدود ۲۸ درصد از کل گاز تولیدی کشور را به خود اختصاص میدهد و مابقی صرف تامین خوراک و سوخت نیروگاهها، پتروشیمیها، فولادسازیها و صنایع عمده میشود.
با نزدیک شدن به روزهای سرد سال، نگرانیها درباره ناترازی گاز و برق بار دیگر جدی شده است. ناترازی گاز پیش از این نیز وجود داشت، اما حالا با توجه به آسیبهای واردشده به تأسیسات پارس جنوبی در جریان جنگ اخیر تشدید شده است. گرچه ادعا میشود که بخشی از ظرفیتهای آسیبدیده به مدار بازگشته است، اما پرسش اصلی این است که صنایع، شبکه خانگی و… در ماههای پیشرو دقیقا با چه وضعیتی مواجه خواهند شد؟
با فرارسیدن موج سرما در زمستان، الگوی مصرف به شکلی ناگهانی و شوکآور تغییر میکند. سهم بخش خانگی و تجاری از کل گاز تزریقی به شبکه تا ۴۶ درصد و در روزهای بسیار سرد حتی تا بالای ۷۰ درصد جهش مییابد. از آنجا که ظرفیت تولید گاز کشور در مبدأ (میادین پارس جنوبی و سایر حوزهها) به سقف نهایی خود رسیده و امکان افزایش ناگهانی تولید وجود ندارد، متولیان شبکه گاز برای جلوگیری از افت فشار در بخش خانگی و قطعی گاز منازل، آسانترین و البته زیانبارترین سناریو را انتخاب میکنند: سهمیهبندی و قطع گاز صنایع و نیروگاهها.این قطع سهمیه گازی، صنایع کالیبر بالا و انرژیبر را مجبور میسازد تا برای سرپا ماندن یا خطوط خود را متوقف کنند یا به سمت سوختهای جایگزین و آلایندهای همچون مازوت و گازوئیل بروند؛ سوختهایی که علاوه بر وارد آوردن استهلاک شدید به ماشینآلات و خطوط تولید، بحرانهای زیستمحیطی و آلودگی کشنده هوا در کلانشهرها را تشدید میکنند.
مسئله، اما تنها به کارخانههای گازبر محدود نمیشود. کاهش تحویل گاز به نیروگاهها در فصل سرد میتواند نیروگاهها را به استفاده بیشتر از سوخت مایع سوق دهد و در صورت محدودیت تامین سوخت، بر پایداری تولید برق نیز اثر بگذارد. به این ترتیب، ناترازی گاز میتواند از یک بحران در شبکه گاز به بحران همزمان گاز، برق و تولید صنعتی تبدیل شود.