حسین کوثری: مهمترین صنایع ارزآور غیر نفتی کشور(صنایع مادر) از جمله صنعت فولاد، مس و آلومینیوم رابطه مستقیمی با فعالیت بخش معدن دارند. بنابراین اهمیت این بخش از اقتصاد که سر رشته تولید و صنایع حیاتی کشور است را نمیتوان با درصد سهم از تولید ناخالص داخلی محاسبه کرد. بلکه از منظر اهمیت، با صنایع استراتژیکی همچون صنعت کشاورزی و تولید گندم قابل توصیف است که علی رغم سهم اندک آن از تولید کشور، حیات و بقاء دیگر صنایع به آن وابسته میباشد.در حال حاضر سهم معادن(بدون صنایع معدنی) در اقتصاد کشور در حدود 1 درصد میباشد. متأسفانه زنجیره ارزش مواد معدنی به صورت پیوسته از معدن تا انتهای آخرین حلقه صنایع معدنی در نظر گرفته نمیشود و بخشی(مرحله کنسانتره به بعد را) از صنایع معدنی و ارزش افزوده تولید شده آن را در زمره بخش صنعت(صنایع پایین دستی و غیر معدنی مثل تولید قطعات خودرو و ... و بخش دیگر(ارزش افزودهی آن) را در زمره حوزه بازرگانی به حساب میآورند. این مسئله موجب پاین آمدن سهم معادن در اعداد و ارقام اقتصادی و کمرنگ شدن نقش آن در اقتصاد کلان گردیده است.
با توضیحات ذکر شده، میتوان به راحتی جایگاه معادن در صنعت کشور را درک نمود. در این میان معادن سنگ آهن با توجه به تنوع کاربرد این عنصر در زندگی انسان از جایگاه ویژهای برخوردار میباشد. سنگ آهن، از فراوان ترین سنگ های فلزات در زمین و از کاربردی ترین مواد معدنی موجود بشمار میرود و حدود 5 درصد پوسته زمین را تشکیل میدهد. سنگ آهن یکی از انواع سنگ معدن، حاوی رگههایی از آهن است که در نقاط مختلف دنیا در دسترس است. سنگهایی که بیش از 20 درصد آهن داشته باشند، سنگ معدنی آهن نامیده میشوند. فراوانی منابع و معادن اولیه، استحکام، سهولت در فرآوری و ذوب و نیز برخورداری از قیمت مناسب، از دلایل رواج استفاده از سنگ آهن است و آن را به یک کالای با ارزش در تولیدات صنعتی و رونق اقتصادی تبدیل نموده است. سنگ آهن ماده اولیه تولید فولاد است و 98 درصد استخراج این ماده در سطح جهان، به منظور تولید فولاد صورت میگیرد. این عنصر که به راحتی اکسید میگردد، از استحکام بالایی برخوردار نمیباشد و به همین دلیل از آلیاژ آن که با استفاده از عناصر مختلف نظیر نیکل و کروم تهیه میگردد، در صنایع مختلف نظیر ساختمان سازی و خودرو استفاده میگردد.
بر اساس آخرین آمار منتشر شده، میزان ذخایر شناسایی شده سنگ آهن در کشور بالغ بر 3 میلیارد تن میباشد. طبق بررسی های صورت گرفته، در تمام نقاط ایران، کانسارهای آهن وجود دارد، اما تنها تعداد محدودی از آنها کشف و مورد بهره برداری قرار گرفته است. اصلی ترین معادن سنگ آهن در ایران، که در حال حاضر تحت بهره برداری قرار دارند میتوان به معدن سنگ آهن چادرملو، آنومالی شمالی و شرقی، چغارت، ساغند، سه چاهون، چاه گز، ناریگان، میش دوان، بافق یزد، معدن سنگ آهن زرند کرمان، گل گهر سیرجان، معدن سنگ آهن اراک، معدن سنگ آهن نیاسر، نیزار، آب پون، معدن فریدن، معدن سنگ آهن علی آباد و معادن سنگ آهن منطقه خراسان اشاره نمود. ضمن اینکه معادن سنگ آهنی در مناطق دیگر نظیر سمنان و زنجان موجود میباشند که با حجم ذخایر و استخراج محدود در حال فعالیت میباشند.
نتایج مطالعات صورت گرفته بیانگر این حقیقت است که علاوه بر معادن سنگ آهن در حال بهره برداری، ذخایر سنگ آهن ارزشمند بسیاری نیز در اقصی نقاط کشور موجود میباشد که در صورت حمایت دولت از انجام مطالعات اکتشافی گسترده و شناسایی آنها در آینده نه چندان دور رتبه ایران را از نظر ذخایر سنگ آهن در جهان ارتقاء خواهد داد. بررسی چالش های موجود در این حوزه به وضوح بیانگر این حقیقت است که عدم وجود یک برنامه ریزی کارآمد در این حوزه، قدیمی بودن تکنولوژی های مورد استفاده جهت استخراج و فرآوری این عنصر و عدم وجود زیرساخت های مناسب جهت انتقال سریع و کم هزینه سنگ آهن به صنایع وابسته از اصلی ترین چالش های این بخش میباشند که رفع آنها مستلزم تدوین یک دستورالعمل و برنامه جامع بلند مدت در این بخش میباشد.
براساس آمارهای وزارت صمت، استخراج سنگآهن در سال ۱۴۰۴ روند نزولی را ثبت کرده است، بهطوری که از ۱۲۷ میلیون تن به ۱۱۵ میلیون تن رسیده و حدود ۱۲ میلیون تن کاهش یافته است.افزایش شدید هزینه سوخت، مواد ناریه و سایر نهادههای تولید از یک سو و اعمال محاصره دریایی، کاهش صادرات و تقاضای داخلی از سوی دیگر، استخراج و تولید سنگآهن را تحت فشار قرار داده است. دبیر انجمن سنگآهن ایران میگوید اگرچه آمار رسمی تولید در نیمه نخست سال هنوز منتشر نشده، اما شواهد موجود از کاهش تولید حکایت دارد؛ روندی که با تشدید کمبود گاز در نیمه دوم سال میتواند زنجیره تولید سنگآهن و فولاد را بیش از پیش تحتتأثیر قرار دهد.
۸۰ درصد از معادن سنگ آهن کشور غیرفعال است
دبیر انجمن سنگ آهن ایران میگوید: حدود ۸۰ درصد از تعداد معادن دارای پروانه بهرهبرداری سنگآهن، غیرفعال است.
سعید عسکرزاده، دبیر انجمن سنگ آهن ایران درخصوص دلایل تعطیلی و عدم فعالیت معادن سنگ آهن، گفت: وضعیت فعالیت معادن سنگ آهن به نوع ماده معدنی برمیگردد. مجموعه سنگهای مربوط به اکسیدهای آهن سه ظرفیتی، اعم از این که هماتیت، گوتیت یا هر نوع دیگری باشد، عموما در وضعیت فعلی فولاد کشور مصرف خاصی ندارند.
صرفا معادنی میتوانند فعالیت داشته باشند که اولا به لحاظ کیفی، سنگآهن خوبی داشته باشند و ثانیا به لحاظ تابآوری، خودشان را مجهز کرده باشند
عسکرزاده افزود: از طرف دیگر وضعیت اقتصادی معادن نیز به گونهای نیست که بگوییم اشکالی ندارد، این مواد را استخراج میکنیم و با یک فرایند پرهزینهتر، بالاخره وارد زنجیره فولاد میکنیم. عددی که از طرف خریداران برای کنسانتره اعلام میشود، عدد نسبتا پایینی است و به همین دلیل، صرفا معادنی میتوانند فعالیت داشته باشند که اولا به لحاظ کیفی، سنگآهن خوبی داشته باشند و ثانیا به لحاظ تابآوری، خودشان را مجهز کرده باشند.
تابآوری پایین معادن کوچک مقیاس
وی توضیح داد: بخشی از معادن در دورهای که نرخ دلار، هزینههای تجهیز و شرایط ورود تجهیزات و سایر موارد سخت نبوده است، خودشان را تجهیز کردهاند و تابآوری بیشتری نسبت به معادنی که متأسفانه بیشتر کوچک مقیاس هستند، دارند.
دبیر انجمن سنگ آهن ایران تصریح کرد: وقتی این موارد را کنار یکدیگر قرار میدهیم، متوجه میشویم که از آمار تعداد معادن دارای پروانه بهرهبرداری سنگآهن، بخش عمدهای غیرفعال است که حدود ۸۰ درصد را شامل میشود. سایر معادنی هم که فعال هستند، بعضا با ظرفیت اسمی کار نمیکنند.
چالش تکمیل زنجیره معدن تا فولاد
بهرام شکوری رئیس کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران درباره چالش تأمین سنگآهن و ریسک زنجیره خوراک گفت: در حال حاضر مسئله اصلی کمبود ذخیره نیست، بلکه ضعف در باطلهبرداری و استخراج است، این موضوع درباره منطقه سنگان، در شرایط فعلی تا حد زیادی درست است. ذخایر قابل توجهی در منطقه وجود دارد و مسئله فوری بیش از آنکه فقدان ماده معدنی در زمین باشد، توان دسترسی پایدار و اقتصادی به آن، سرعت باطلهبرداری، استخراج، حمل و تأمین خوراک کارخانه است. در سال ۱۴۰۴ دو عامل اصلی استخراج را تحت فشار قرار داد؛ نخست، بروکراسی و طولانیشدن فرایندهای تصمیمگیری،قراردادها و تغییرات مرتبط با پیمانکاران استخراج و دوم، محدودیت ظرفیت ناوگان استخراجی و ماشینآلات سنگین بود. در کنار این موارد، محدودیت در عملیات انفجار و تأمین مواد ناریه نیز در مقاطعی به گلوگاه تبدیل شد.
وی افزود: در حوزه ماشینآلات نیز مشکل صرفاً مربوط به یک شرکت نیست.محدودیتهای ثبت سفارش، تخصیص ارز، ضوابط واردات و فرسودگی ناوگان معدنی در سطح کشور بر ظرفیت استخراج اثر گذاشته است. در سال ۱۴۰۵ بخشی از محدودیتهای اداری واردات ماشینآلات کاهش یافته، اما نوسازی ناوگان یک فرایند میانمدت است و نمیتوان مشکل را صرفا با اصلاح یک بخشنامه حلشده تلقی کرد.
شکوری با تاکید بر اینکه بر اساس گزارشهای منتشرشده، تا پایان مرداد ۱۴۰۵ استخراج و تحویل سنگآهن از معادن مجتمع سنگان به سرمایهگذاران حدود ۴.۷ میلیون تن بوده که حدود ۴۵ درصد برنامه سالانه اعلام شده است، تصریح کرد: در حال حاضر یکی از نگرانیها این است که برای تأمین فوری سنگ، بخشی از ظرفیت انفجاری به ماده معدنی اختصاص یابد و باطلهبرداری عقب بماند. چنین رویکردی میتواند تولید کوتاهمدت را حفظ کند، اما در صورت استمرار، دسترسی به ماده معدنی در سالهای بعد را دشوارتر خواهد کرد.
رئیس کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران با تاکید بر اینکه برای تولید حدود ۵ میلیون تن کنسانتره، نیاز به حدود ۱۰ میلیون تن سنگآهن وجود دارد، گفت: از این رو هر فاصله میان برنامه استخراج و نیاز واقعی کارخانه مستقیماً به ریسک کاهش ظرفیت تولید کنسانتره تبدیل میشود. همچنین بخشی از ذخایر دمپهای میانی که در گذشته به جبران کسری خوراک کمک میکردند، مصرف شدهاند و اتکای مجدد به آنها در همان مقیاس امکانپذیر نیست.
راهبرد کاهش ریسک خوراک در سال ۱۴۰۵
شکوری تا بیان اینکه راهبرد کاهش ریسک خوراک در سال ۱۴۰۵ باید چندمسیره باشد، اظهار کرد: افزایش و جلو انداختن باطلهبرداری، مشارکت فعالتر در استخراج، تأمین و نوسازی ماشینآلات سنگین، تضمین دسترسی به مواد ناریه، خرید سنگآهن از معادن پلاسری و سایر معادن منطقه، استفاده از ظرفیت بورس، مشارکت یا سرمایهگذاری در معادن جدید و توسعه اکتشاف در کاهش ریسک خوراک موثر است. نکته کلیدی این است که تنوعبخشی به منابع خوراک نباید صرفاً یک اقدام اضطراری باشد. برای کارخانهای با ظرفیت چند میلیون تن، اکتشاف، باطلهبرداری، استخراج، حمل و فرآوری باید بهصورت یک زنجیره واحد و با افق چندساله برنامهریزی شود.
وی درباره نقش راهبردی فولاد سنگان در زنجیره فولاد مبارکه و رکوردهای تولید گفت: فولاد سنگان یکی از حلقههای مهم بالادستی زنجیره فولاد مبارکه است و مأموریت اصلی آن تأمین پایدار بخشی از مواد اولیه مورد نیاز این زنجیره است. این شرکت دارای واحدهای کنسانترهسازی و گندلهسازی با ظرفیت اسمی هر کدام ۵ میلیون تن در سال است. در سال ۱۴۰۳ تولید گندله فولاد سنگان از ۵ میلیون تن عبور کرد و تولید کنسانتره نیز بیش از ۴.۶ میلیون تن اعلام شد. این عملکرد نشان میدهد خطوط تولید از نظر فنی توان نزدیکشدن به ظرفیت اسمی و حتی در برخی مقاطع عبور از آن را دارند؛ در نتیجه گلوگاه اصلی بهتدریج از ظرفیت کارخانه به سمت تأمین خوراک، انرژی و زیرساخت منتقل شده است.
وی با بیان اینکه در سال ۱۴۰۵، طبق آخرین ارقام رسمی منتشرشده برای پنجماهه نخست سال، حدود ۱.۸ میلیون تن گندله تولید شده است، گفت:در عین حال، محدودیت تأمین کنسانتره و احتمال محدودیت گاز در نیمه دوم سال از مهمترین عوامل اثرگذار بر تحقق برنامه تولید سالانه محسوب میشوند.
وی ادامه داد: در مورد کنسانتره، باید میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی تفکیک قائل شد. ظرفیت اسمی واحد موجود ۵ میلیون تن است، اما تحقق تولید کامل آن وابسته به تأمین پایدار حدود دو برابر این مقدار سنگآهن و همچنین استمرار دسترسی به برق، آب، حملونقل و سایر زیرساختهاست. یکی از پروژههای مهم توسعهای، کارخانه ۲.۵ میلیون تنی کنسانتره هماتیت-مگنتیت است که با تکمیل آن ظرفیت کنسانتره فولاد سنگان از ۵ میلیون تن به حدود ۷.۵ میلیون تن در سال افزایش خواهد یافت. در کنار آن، طرح افزایش ظرفیت گندلهسازی و پروژههای مرتبط با آب، انرژی و مدیریت باطله نیز دنبال میشوند.