اقتصاد ایران برای عبور از وابستگی تاریخی به نفت، بیش از هر زمان دیگری به توسعه صادرات غیرنفتی نیاز دارد؛ اما مسئله فقط افزایش میزان کالاهای صادرشده نیست. پرسش اساسی این است که چه سهمی از ثروت، اشتغال، فناوری و ارزش افزوده حاصل از صادرات در داخل کشور تولید میشود و چه اندازه از ظرفیتهای اقتصادی ایران به درآمدی پایدار و رقابتپذیر تبدیل میشود.
صادرات غیرنفتی زمانی میتواند به موتور محرک توسعه تبدیل شود که از فروش مواد خام و محصولات کمفرآوریشده فراتر برود. کشوری که مواد معدنی، محصولات کشاورزی یا منابع پتروشیمی خود را با حداقل فرآوری صادر میکند، در عمل بخشی از فرصتهای ایجاد شغل، توسعه فناوری و کسب درآمد بیشتر را به بازارهای دیگر واگذار میکند. در مقابل، سرمایهگذاری در صنایع تبدیلی، تکمیل زنجیره تولید، طراحی محصول و توسعه برند میتواند ارزش اقتصادی هر واحد صادرات را افزایش دهد و منافع بیشتری برای تولیدکنندگان و نیروی کار داخلی به همراه داشته باشد.
البته افزایش ارزش افزوده صادرات، بدون فراهمکردن محیط مناسب برای تولید و تجارت امکانپذیر نیست. صادرکنندهای که با تغییرات ناگهانی مقررات، دشواری نقلوانتقال پول، هزینههای بالای حملونقل و محدودیت دسترسی به بازارهای جهانی مواجه است، نمیتواند برای توسعه فعالیت خود برنامهای بلندمدت داشته باشد. ثبات سیاستهای اقتصادی، تسهیل تجارت، بهبود زیرساختهای لجستیکی و حمایت هدفمند از بنگاههای کوچک و متوسط، از پیششرطهای حضور پایدار در بازارهای منطقهای و بینالمللی است.
در کنار این مسائل، نباید از تنوعبخشی به بازارهای صادراتی غافل شد. تمرکز بر چند بازار محدود، اقتصاد را در برابر تحولات سیاسی، محدودیتهای تجاری و نوسان تقاضا آسیبپذیر میکند. توسعه دیپلماسی اقتصادی، شناخت دقیق نیازهای بازارهای هدف، رعایت استانداردهای بینالمللی و تقویت بازاریابی حرفهای میتواند راه را برای حضور گستردهتر کالاها و خدمات ایرانی هموار کند. همچنین صادرات خدمات فنی و مهندسی، محصولات دانشبنیان و خدمات دیجیتال ظرفیتهایی هستند که توسعه آنها میتواند ترکیب صادرات کشور را متحول کند.
نکته مهم آن است که موفقیت صادرات را نباید تنها با رشد اسمی درآمدهای ارزی سنجید. افزایش قیمت جهانی کالاها ممکن است ارزش صادرات را بالا ببرد، بیآنکه تولید داخلی، بهرهوری یا اشتغال متناسب با آن رشد کرده باشد. معیارهای دقیقتر، سهم ارزش افزوده داخلی، میزان فرآوری محصولات، تنوع بازارها، رشد بهرهوری و ایجاد اشتغال پایدار است.
امروز توسعه صادرات غیرنفتی باید از یک هدف صرفاً تجاری به راهبردی ملی برای افزایش توان تولید، ارتقای فناوری و تقویت جایگاه ایران در اقتصاد منطقهای و جهانی تبدیل شود. مسیر این تحول از فروش بیشتر منابع نمیگذرد؛ بلکه از تولید محصولاتی با کیفیت بالاتر، فناوری بیشتر و ارزش افزوده عمیقتر عبور میکند. اقتصادی که میخواهد از درآمدهای ناپایدار فاصله بگیرد، باید بهجای خامفروشی، بر ارزشآفرینی سرمایهگذاری کند.
آیا با وجود تحریمها میتوان صادرات غیرنفتی را افزایش داد؟بله، اما نتیجه به نوع کالا، بازار مقصد، مسیر حملونقل و امکان دریافت پول بستگی دارد. صادرات محصولات کشاورزی، صنایع غذایی، برخی کالاهای صنعتی و خدمات را باید جداگانه از صادرات نفت و پتروشیمی بررسی کرد؛ زیرا محدودیتهای حقوقی و عملیاتی آنها یکسان نیست.بنابراین، سیاست افزایش صادرات باید دو مسیر را همزمان دنبال کند: کاهش موانع ناشی از تحریم از طریق دیپلماسی اقتصادی و دسترسی مطمئنتر به مبادلات مالی؛ و تقویت توان داخلی از راه افزایش کیفیت، فرآوری، بهرهوری و تنوع بازارها. البته هیچیک بهتنهایی جایگزین حل مشکلات دیگر، از جمله بیثباتی مقررات و هزینههای بالای تولید، نمیشود.