توسعه کشور با تصمیمگیری آغاز میشود، اما تصمیم درست بدون شناخت دقیق واقعیتها امکانپذیر نیست. دولت برای تخصیص بودجه، ایجاد اشتغال، توسعه زیرساختها، کاهش فقر و برقراری عدالت اجتماعی، پیش از هر چیز باید بداند جامعه در چه وضعیتی قرار دارد، منابع در کجا متمرکز شدهاند و نیازهای واقعی مردم چیست. از همین منظر، تأکید سیدحمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور، بر اینکه «حکمرانی بدون آمار و داده، جهد بدون توفیق است»، بیانگر یک ضرورت بنیادین در نظام برنامهریزی کشور است.
آمار معتبر، فاصله میان تصور سیاستگذار و واقعیت جامعه را کاهش میدهد. ممکن است در نگاه نخست، احداث یک مرکز درمانی یا آموزشی در منطقهای خاص ضروری به نظر برسد، اما بررسی اطلاعات جمعیتی، پراکندگی سکونتگاهها و دسترسی مردم به خدمات نشان دهد که اولویت واقعی در نقطه دیگری قرار دارد. همین تفاوت میان تصمیم مبتنی بر برداشت و تصمیم مبتنی بر شواهد است که میتواند سرنوشت منابع عمومی را تغییر دهد.
اهمیت آمار زمانی بیشتر میشود که منابع مالی کشور محدود و نیازهای اقتصادی و اجتماعی گسترده باشد. در چنین شرایطی، بودجهریزی نباید صرفاً بر تداوم اعتبارات سالهای گذشته یا تقسیم منابع میان دستگاهها استوار باشد. هر برنامه باید هدف مشخص، شاخص قابل سنجش و نتیجه مورد انتظار داشته باشد. افزایش بودجه یک دستگاه بهتنهایی نشانه موفقیت نیست؛ باید روشن شود این افزایش چه اثری بر کیفیت خدمات، کاهش محرومیت یا بهبود زندگی مردم گذاشته است.
از سوی دیگر، عدالت اجتماعی بدون شناخت تفاوتهای منطقهای و گروههای جمعیتی به دشواری محقق میشود. میانگینهای ملی ممکن است واقعیت محرومیت در برخی استانها، مناطق روستایی یا حاشیه شهرها را پنهان کنند. سیاستگذاری مؤثر مستلزم آن است که مشخص شود کدام مناطق با کمبود مدرسه، خدمات درمانی، فرصت شغلی یا زیرساختهای اساسی مواجهاند. در این صورت، تخصیص منابع میتواند بر پایه نیاز واقعی صورت گیرد، نه صرفاً بر اساس الگوهای یکسان برای همه مناطق.
در حوزه آمایش سرزمین نیز دادهها نقشی تعیینکننده دارند. تصمیم درباره محل استقرار صنایع، اجرای طرحهای عمرانی یا توسعه سکونتگاهها باید با توجه به منابع آب، ظرفیتهای محیطزیستی، وضعیت جمعیت و زیرساختهای موجود اتخاذ شود. بیتوجهی به این عوامل ممکن است سرمایهگذاریهای پرهزینه را به طرحهایی کمبازده یا حتی زیانبار تبدیل کند. استفاده از سامانههای هوشمند و هوش مصنوعی میتواند بررسی اطلاعات را سریعتر کند، اما کیفیت نتیجه همچنان به صحت دادهها، اعتبار مدلها و نظارت کارشناسی وابسته است.
اقدامات اعلامشده درباره توسعه رصدخانه سازمان برنامه و بودجه و گردآوری دهها هزار متغیر اطلاعاتی، از نظر ایجاد ظرفیت برای تحلیل و پیشبینی قابل توجه است. بااینحال، معیار اصلی موفقیت چنین سامانههایی، حجم اطلاعات ذخیرهشده یا تعداد پیشبینیهای انجامشده نیست؛ بلکه میزان استفاده از خروجی آنها در تصمیمهای اجرایی و تأثیرشان بر کاهش خطاهای سیاستگذاری است.