ایران، کشوری که سالهاست با کابوس خشکسالی، فرونشست زمین و بحران آب دستوپنجه نرم میکند، اکنون با یک پارادوکس اقلیمی یعنی بارش فراوان، اما در زمانی کوتاه و با خشمی ویرانگر روبرو شده است. بازگشت پدیده النینو، بهویژه با ادعاهای مطرحشده درباره چرخههای تاریخی و سوپر النینو، زنگ خطری است که نهتنها کشاورزان و مسئولان، بلکه هر شهروند ایرانی را به تأمل وامیدارد. اما این پدیده دقیقاً چیست و آیا ایران امروز، آمادگی رویارویی با خشم آسمان را دارد و آیا میتوان از این هیولای طبیعت به بهترین شیوه بهره برد؟
به زبان علمی، النینو بخش گرمایی چرخه نوسان جنوبی النینو-لانینا است. در حالت عادی، بادهای تجاری از شرق به غرب میوزند و آبهای گرم را به سمت آسیا و استرالیا هل میدهند. اما در فاز النینو، این بادها ضعیف شده یا حتی تغییر مسیر میدهند. در نتیجه تودهای عظیم از آبهای گرم در مرکز و شرق اقیانوس آرام تجمع میکنند. این گرمایش، موتور محرکِ گردش جوّی زمین را مختل میکند این اختلال در اقیانوس، مانند انداختن یک سنگ بزرگ در برکه، امواجی در سراسر جو زمین ایجاد میکند. النینو باعث میشود جریانهای هوایی در ارتفاعات تغییر مسیر دهند.در نتیجه بخشهایی از غرب با سیلابهای ویرانگر مواجه میشود و سرزمینهایی در شرق در آتش خشکسالی و جنگلسوزی میسوزند، و خاورمیانه از جمله ایران در تله یک بیثباتی شدید قرار میگیرند در واقع برای ایران ال نینو به معنای دستکاری در سامانههای بارشی مدیترانهای است. این پدیده میتواند همانند سالهای 97 و 98 زمستانها و بهارهای ایران را به شدت پرباران و گاهی سیلخیز کند و یا در برخی فازهای ترکیبی با سایر شاخصهای اقلیمی، باعث خشکسالیهای زمستانه و بارشهای مخرب بهاره شود.
تاریخ معاصر ایران گواه آن است که ما بیگانه با خشم النینو نیستیم. هر بار که دماسنجهای اقیانوس آرام سرخ شدهاند، ایران نیز نوسانات شدیدی را تجربه کرده است لذا تجربه تاریخی به ما میآموزد که النینو در ایران، باران ملایم و پیوسته نیست بلکه بارشهای انفجاری، ناگهانی و مخرب است که با ذوب شدن برفهای کوهستان ترکیب شده و سیلابهای ویرانگر میسازد. هم اکنون باید بفکر باشیم که زنگ خطر سال ۹۸ به صدا درآمده است و باید چاره اندیشی کرد که دوباره غافلگیر نشویم و این پدیده را به گونه ای مدیریت کنیم که نه تنها برای مدیریت بحران بلکه فراتر از آن بفکر ثروت افزایی از این تنش جوی باشیم. اگر امروز، با وجود هشدارهای اقلیمی، دستگاههای اجرایی، وزارت نیرو، وزارت کشور و مدیریت شهری همانند گذشته دچار روزمرگی و عدم آمادگی باشند با مخاطراتی فراتر از یک سیلاب ساده روبرو خواهند شد. ایران در حال حاضر در وضعیت ورشکستگی آبی قرار دارد. دشتهای ممنوعه، فرونشست زمین و خشک شدن تالابها فریاد میزنند که ما به قطرهقطره این آب نیاز داریم.
ادامه در صفحه 2